موضوع: نماز جمعه ۲
تاریخ جلسه : ۱۴۰۵/۷/۲۱
شماره جلسه : ۱۸
چکیده درس
-
خلاصه استظهار محقق خویی از روایت زراره
-
اشکال مرحوم حائری به استدلال مرحوم خویی
-
اشکال اول: لزوم دور در فرض شرطیت اراده
-
ارزیابی اشکال و دفاع از مرحوم خویی
-
اشکال دوم: ظهور روایت در بیان شرط واجب، نه شرط وجوب
-
اشکال سوم: روایت در مقام بیان حداقل تعداد لازم است
-
ارزیابی اشکال سوم
-
اشکال چهارم: منافات شرطبت اجتماع در وجوب با روایت نگوهش تارکان نماز جمعه
-
تایید به روایت محمد بن مسلم
-
نکته مهم در استظهار از روایت زراره
-
پاورقی
-
منابع
دیگر جلسات
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحيمْ
الْحَمْدُ للّه رَبِّ الْعَالَمِينْ وَصَلَى الله عَلَىٰ سَيِّدَنَا مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرِينْ
الْحَمْدُ للّه رَبِّ الْعَالَمِينْ وَصَلَى الله عَلَىٰ سَيِّدَنَا مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرِينْ
مرحوم خویی در بررسی روایت زراره، ابتدا ظاهر روایت را ناظر به شرط وجوب نماز جمعه میدانند؛ زیرا سؤال راوی با عبارت «على من تجب؟» درباره کسانی است که نماز جمعه بر آنان واجب میشود. ایشان سپس برای پرهیز از لغویت، شرط وجوب را صرف وجود هفت نفر نمیدانند، بلکه آن را اجتماع هفت نفر برای اقامه نماز جمعه تفسیر میکنند. بر این اساس، روایت بهتنهایی در فرض تحقق چنین اجتماعی، ظهور در وجوب تعیینی نماز جمعه دارد؛ اما مرحوم خویی با ملاحظه روایات دیگر، از جمله روایات مشتمل بر تعابیر «من يخطب» و «من يجمع»، این ظهور را کنار میگذارند و در نهایت به وجوب تخییری نماز جمعه در زمان غیبت قائل میشوند.
محقق خویی در تحلیل روایت زراره، شرط وجوب نماز جمعه را اجتماع هفت نفر برای اقامه آن دانستند، نه صرف وجود این تعداد از افراد. حائری به این مطلب نیز پرداخته است و اشکالاتی نسبت به آن مطرح کرده است؛ نخستین اشکال، لزوم دور در فرضی است که اراده اقامه نماز جمعه در تحقق وجوب دخالت داشته باشد.
مرحوم حائری اشکال میکنند که اگر مقصود از شرط وجوب، اجتماع هفت نفر به قصد اقامه نماز جمعه باشد، در این صورت اراده اقامه نماز جمعه شرط تحقق وجوب خواهد بود؛ حال آنکه اراده امتثال، خود متوقف بر وجود حکم است. به بیان دیگر، حکم مولا موجب میشود مکلف اراده امتثال کند و از این جهت، اراده امتثال متوقف بر حکم است. بنابراین، اگر از یک سو وجوب نماز جمعه متوقف بر اراده اقامه آن باشد دور لازم میآید.[1]
برای پاسخ به این اشکال، باید در تفسیر کلام مرحوم خویی دقت کرد. ایشان لزوما اراده اقامه نماز جمعه را شرط وجوب قرار ندادهاند؛ بلکه مقصود ایشان این است که شرط وجوب، اجتماع هفت نفر با هیئت اتصالیهای است که برای اقامه نماز جمعه معتبر است. بنابراین، نباید میان «اجتماع برای اقامه نماز جمعه» و «ارادهای که شرط تحقق وجوب باشد» خلط کرد.
مرحوم خویی در بیان خود میفرمایند که شرط مورد نظر، اجتماع هفت نفر به صورت پیوسته و در قالب جماعتی است که برای اقامه نماز جمعه اعتبار دارد؛ در مقابل حالتی که این افراد پراکندهاند و چنین اجتماعی تحقق نیافته است. بر این اساس، آنچه در تحقق شرط دخالت دارد، نفس اجتماع با هیئت معتبر است، نه ارادهای که تحقق وجوب بر آن متوقف باشد.
بنابراین، میتوان کلام مرحوم خویی را اینگونه تقریر کرد:؛ اگر هفت نفر به صورت اجتماع معتبر گرد هم آیند و اجتماع آنان برای اقامه نماز جمعه شکل گرفته باشد، وجوب تعیینی نماز جمعه بر آنان ثابت میشود؛ خواه پس از تحقق این اجتماع، اراده امتثال را بالفعل داشته باشند یا نداشته باشند. پس اراده بالفعل آنان شرط مستقل وجوب نیست تا اشکال دور پیش آید.
بر همین اساس، عبارت مرحوم خویی ناظر به تفاوت میان اجتماع معتبر و پراکندگی افراد است، نه اینکه وجوب را بر ارادهای متوقف بدانند که خود معلول وجوب است. ایشان در ادامه میفرمایند: پیش از تحقق اجتماع معتبر برای اقامه نماز جمعه، وجوب تعیینی بر هیچیک از آنان ثابت نیست. در این تقریر، ملاک، تحقق اجتماع معتبر است؛ نه اینکه ابتدا اراده اقامه نماز جمعه پدید آید و سپس وجوب به دنبال آن محقق شود.
مرحوم حائری در ادامه نقد کلام مرحوم خویی، میان شرط وجوب و شرط واجب تفکیک میکنند و معتقدند ظاهر روایت زراره آن است که عدد هفت نفر، شرط واجب است، نه شرط وجوب. ایشان در این باره میفرمایند: روایت در مقام بیان شرط تحقق خارجی نماز جمعه است؛ به این معنا که همانگونه که برخی امور، مانند خطبه و جماعت، در تحقق نماز جمعه دخالت دارند، عدد معینی از افراد نیز برای تحقق آن لازم است. بنابراین، اجتماع هفت نفر از شرایط تحقق نماز جمعه خواهد بود، نه شرطی که با تحقق آن، وجوب تعیینی نماز جمعه بر مکلفان ثابت شود.
بر این اساس، مرحوم حائری معتقدند با توجه به محذور دوری که در تقریر شرط وجوب مطرح شد، نمیتوان ظهور ابتدایی سؤال را در بیان شرط وجوب حفظ کرد؛ بلکه باید آن را بر بیان شرط واجب حمل کرد. به بیان دیگر، اگر ظاهر سؤال را ناظر به شرط وجوب بدانیم، با این محذور مواجه میشویم که وجوب متوقف بر ارادهای باشد که خود متوقف بر حکم است. ازاینرو، این محذور عقلی مانع از آن میشود که ظهور یادشده را قرینهای تعیینکننده در تفسیر روایت بدانیم و در نتیجه، احتمال شرط واجب بودن عدد تقویت میشود.[2]
مرحوم حائری در ادامه، اشکال مرحوم خویی به لغویت شرط را بررسی میکنند. مرحوم خویی فرمودند که اگر صرف وجود هفت نفر مسلمان شرط وجوب نماز جمعه باشد، این شرط لغو خواهد بود؛ زیرا در محدودهای به وسعت چهار فرسخ از هر طرف، معمولاً بیش از هفت نفر مسلمان وجود داشتهاند و چنین شرطی در غالب موارد تحقق داشته است.
مرحوم حائری در پاسخ میفرمایند مقصود از عدد هفت در روایت، هفت نفر بهعنوان حداقل تعداد لازم است؛ یعنی مراد«سبعة فما زاد» است، نه خصوص هفت نفر بدون افزایش. بنابراین، روایت در مقام بیان حداقل تعداد لازم برای نماز جمعه است و نمیتوان گفت چون وجود هفت نفر در بیشتر مناطق امری متعارف بوده، ذکر این عدد لغو است.
مقصود ایشان آن است که شرط مذکور منحصر به فرض نادر نیست، بلکه فرض نادر را نیز در بر میگیرد. بنابراین، به نظر مرحوم حائری، اشکال لغویت با توجه به اینکه روایت در مقام بیان حداقل تعداد است، تمام نخواهد بود.[3]
به نظر میرسد این اشکال بر مرحوم خویی وارد نیست؛ زیرا مبنای اشکال ایشان، نادر بودن یا نبودن فرض وجود هفت نفر نیست تا با بیان مرحوم حائری درباره حداقل تعداد لازم پاسخ داده شود. اشکال مرحوم خویی این است که اگر صرف وجود هفت نفر، بدون اجتماع معتبر برای اقامه نماز جمعه، شرط وجوب باشد، چنین شرطی در غالب موارد تحقق دارد و در نتیجه، قرار دادن آن بهعنوان شرط وجوب، لغو خواهد بود.
بنابراین، حتی اگر روایت در مقام بیان حداقل تعداد لازم باشد و عدد هفت، هفت نفر یا بیشتر را شامل شود، باز هم اشکال مرحوم خویی به قوت خود باقی است؛ زیرا بحث ایشان درباره تعداد بیشتر از هفت نفر نیست، بلکه درباره این است که آیا صرف وجود این تعداد، بدون تحقق اجتماع معتبر، میتواند شرط وجوب نماز جمعه باشد یا خیر.
برای روشن شدن مطلب، میتوان به این مثال توجه کرد؛ اگر گفته شود شرط دریافت هدیه آن است که افراد لباس معمولی داشته باشند، با توجه به اینکه تقریباً همه افراد واجد این شرط هستند، چنین شرطی در مقام عمل لغو خواهد بود. اشکال مرحوم خویی نیز ناظر به همین نکته است؛ اگر صرف وجود هفت نفر مسلمان شرط وجوب باشد، این شرط در غالب موارد وجود دارد و نمیتواند ضابطهای مؤثر برای فعلیت وجوب به شمار آید.
ازاینرو، پاسخ مرحوم حائری که روایت را ناظر به بیان حداقل تعداد میداند، بهتنهایی اشکال لغویت را برطرف نمیکند. البته این ارزیابی ناظر به فرضی است که عدد هفت، شرط وجوب تلقی شود؛ اما اگر روایت در مقام بیان شرط واجب باشد، اساساً اشکال لغویت مطرحشده از سوی مرحوم خویی، به همان صورت، موضوع نخواهد داشت.
مرحوم حائری در ادامه میفرمایند: وضعیت اجتماعی عصر صدور روایت، دلیلی بر این نیست که شرط وجوب نماز جمعه، اجتماع افراد با قصد اقامه آن باشد. زیرا اگر شرط وجوب، اجتماع به قصد اقامه نماز جمعه باشد، ترک نماز جمعه برای مردم بسیار آسان خواهد شد؛ به این صورت که افراد با اجتماع نکردن، از تحقق شرط وجوب جلوگیری کنند و در نتیجه، وجوبی نیز بر عهده آنان ثابت نشود.
مرحوم حائری این احتمال را با روایاتی که تارکان نماز جمعه را مورد نکوهش قرار دادهاند، ناسازگار میدانند؛ زیرا اگر صرف اجتماع نکردن، مانع تحقق وجوب باشد، هر فردی میتواند ترک نماز جمعه را به این بهانه توجیه کند که اجتماع لازم برای اقامه آن شکل نگرفته است. از نظر ایشان، چنین نتیجهای با لحن و مفاد روایات مربوط به نکوهش ترک نماز جمعه سازگار نیست.[4]
بااینحال، باید توجه داشت که این اشکال زمانی متوجه مرحوم خویی است که مقصود ایشان از شرط، اجتماع به قصد بالفعل اقامه نماز جمعه باشد؛ اما اگر مراد، اجتماع هفت نفر در مکان واحد با هیئت اتصالیه معتبر باشد و قصد بالفعل، شرط مستقلی برای وجوب تلقی نشود، اشکال یادشده متوجه ایشان نخواهد بود.
مرحوم حائری برای تقویت دیدگاه خود، به روایت محمد بن مسلم نیز استناد میکنند، در روایت محمد بن مسلم، امام علیه السلام تعداد لازم برای نماز جمعه را هفت نفر معرفی میکنند و در شمارش این افراد، از قاضی، مدعی، مدعیعلیه و دو شاهد نام برده میشود. مرحوم حائری از این بیان استفاده میکنند که لازم نیست این افراد از ابتدا با قصد اقامه نماز جمعه گرد هم آمده باشند؛ زیرا مدعی برای مطالبه حق خود، مدعیعلیه برای پاسخگویی به دعوا، قاضی برای رسیدگی و شاهدان برای ادای شهادت در آن محل حاضر شدهاند، نه برای اقامه نماز جمعه.[5]
بااینحال، میتوان در پاسخ گفت که هرچند انگیزه اولیه این افراد از حضور در یک مکان، اقامه نماز جمعه نبوده است، پس از تحقق اجتماع آنان در مکان واحد، هیئت اتصالیه مورد نظر شکل گرفته است. بنابراین، اگر شرط، اجتماع معتبر باشد، این روایت نهتنها با دیدگاه مرحوم خویی ناسازگار نیست، بلکه میتواند مؤید آن نیز باشد.
به نظر میرسد برای فهم روایت زراره، باید به پرسش راوی و پیشفرض او توجه کرد. زراره از امام باقر علیه السلام میپرسد:«على من تجب الجمعة؟» ممکن است در نگاه نخست، این پرسش ناظر به این باشد که وجوب نماز جمعه بر چه کسانی ثابت میشود؛ اما با توجه به روایاتی که جماعت را از شرایط تحقق نماز جمعه معرفی میکنند، احتمال دیگری نیز وجود دارد؛ اینکه اصل لزوم جماعت در نماز جمعه برای زراره مفروض بوده و پرسش او ناظر به تعداد افرادی باشد که برای تحقق این جماعت لازم است.
بر این اساس، زراره در پی آن است که بداند جماعتی که در نماز جمعه اعتبار دارد، با چه تعدادی تحقق مییابد و امام علیه السلام در پاسخ، عدد هفت نفر را بیان میکنند. این تفسیر با روایتی که نماز جمعه را از میان فرائضی معرفی میکند که باید به جماعت اقامه شوند نیز سازگار است؛ زیرا در آن روایت، اصل شرطیت جماعت بیان شده و روایت زراره میتواند در مقام تعیین تعداد لازم برای تحقق آن باشد.
بنابراین، استظهار نهایی آن است که روایت زراره در مقام بیان شرط واجب، یعنی حداقل تعداد لازم برای تحقق جماعت در نماز جمعه است، نه در مقام بیان شرط وجوب تعیینی آن. بر این مبنا، نمیتوان از این روایت بهتنهایی استفاده کرد که هرگاه هفت نفر در زمان غیبت گرد هم آیند، نماز جمعه بر آنان وجوب تعیینی پیدا میکند.
وَ صَلَّی الله عَلَیٰ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرینْ
پاورقی
[1] « أنّ الإيراد عليه- كما عن بعض علماء العصر مدّ ظلّهم- من أنّ التعليق على وجود سبعة لغو على الظاهر، إذ أيّ قرية لم يكن فيها سبعة نفر من المسلمين؟ و حمله على من يعيش في الجبال و البراري حمل على الفرد النّادر، فلا بدّ أن يكون المقصود هو الاجتماع لإقامة الجمعة، فلو لم يجتمع لذلك لا يجب عليهم. مدفوع أيضا باستحالة تعليق الوجوب على الاجتماع لإرادة الإقامة، فإنّ الإرادة في العبادات لا تتحقّق إلّا بعد فرض الوجوب، و المفروض أنّ الوجوب متوقّف على الإرادة، مع أنّه على فرض الإرادة فالبعث إلى الجمعة بعث في فرض حصول الانبعاث» (صلاة الجمعة (حائری)، ص. ۱۴۷.)
[2] « فالظاهر أنّ العدد شرط للواجب أى لا يتحقّق في الخارج صلاة الجمعة مصداقا للواجب إلّا إذا كان المقيم لها سبعة من أوّل الأمر إلى الآخر، أو من أوّل الأمر فقط على الاختلاف الآتي. و مقتضى ذلك أنّه لو لم يحضر أحد من السّبعة ترك الواجب، و كان الترك مستندا إليه، هذا.» (همان.)
[3] « مع أنّه لو كان شرطا للوجوب، فالظاهر منه وجود السّبعة فما زاد، فليس منحصرا بالفرد النادر، بل يشمل الفرد النّادر.» (همان.)
[4] «خصوصا مع عدم قياس العصر لعصر الصّدور الّذي لم يكن الاجتماع في المدن، بل كان الأكثر في الأخبية. و لا يكون دليلا على أنّ الشرط هو الاجتماع لإرادة الصّلاة، كيف؟ و لو كان الشرط ذلك كان تركها من دون لزوم محذور، من أسهل الأمور، حتّى في زمان البسط و الحضور» (همان.)
[5] « مع أنّ خبر محمّد بن مسلم المتقدّم كاد أن يكون صريحا في عدم لزوم أن يكون السّبعة مجتمعا بقصد إقامة الجمعة. فإنّ المدّعى و المدّعى عليه و القاضي و غيرهم لم يحضروا لذلك.» (همان.)
منابع
حائری، مرتضی، صلاة الجمعة (حائری)، قم - ایران، جماعة المدرسين في الحوزة العلمیة بقم. مؤسسة النشر الإسلامي، 1418.
حائری، مرتضی، صلاة الجمعة (حائری)، قم - ایران، جماعة المدرسين في الحوزة العلمیة بقم. مؤسسة النشر الإسلامي، 1418.
نظری ثبت نشده است .