موضوع: نماز جمعه
تاریخ جلسه : ۱۴۰۴/۱۰/۱۶
شماره جلسه : ۵۶
-
خلاصه جلسه گذشته
-
دلیل چهاردهم: روایات کیفیت حضور در نماز جمعه اهل تسنن
-
روایات دلیل چهاردهم
-
روایت اول: کیفیت شرکت ظاهری در نماز جمعه عامّه
-
روایت دوم: جمع میان نماز در منزل و حضور اجتماعی
-
روایت سوم: تبیین عمل امیرالمؤمنین (ع) در نماز جمعه
-
روایت چهارم: تصریح به لزوم اتمام نماز به چهار رکعت
-
جمعبندی دلالی روایات
-
رابطه روایات مذکور با ادله عامه تقیه
-
نقد دیدگاه صاحب وسائل
-
نقد استدلال مرحوم حائری
-
1. عدم ضرورت تفکیک میان مقدمه اول و دوم
-
2. عدم نیاز به مقدمه سوم در استدلال
-
3. نارسایی در استدلال در فرض پذیرش مقدمه سوم
-
پاورقی
-
منابع
-
جلسه ۱
-
جلسه ۲
-
جلسه ۳
-
جلسه ۴
-
جلسه ۵
-
جلسه ۶
-
جلسه ۷
-
جلسه ۸
-
جلسه ۹
-
جلسه ۱۰
-
جلسه ۱۱
-
جلسه ۱۲
-
جلسه ۱۳
-
جلسه ۱۴
-
جلسه ۱۵
-
جلسه ۱۶
-
جلسه ۱۷
-
جلسه ۱۸
-
جلسه ۱۹
-
جلسه ۲۰
-
جلسه ۲۱
-
جلسه ۲۲
-
جلسه ۲۳
-
جلسه ۲۴
-
جلسه ۲۵
-
جلسه ۲۶
-
جلسه ۲۷
-
جلسه ۲۸
-
جلسه ۲۹
-
جلسه ۳۰
-
جلسه ۳۱
-
جلسه ۳۲
-
جلسه ۳۳
-
جلسه ۳۴
-
جلسه ۳۵
-
جلسه ۳۶
-
جلسه ۳۷
-
جلسه ۳۸
-
جلسه ۳۹
-
جلسه ۴۰
-
جلسه ۴۱
-
جلسه ۴۲
-
جلسه ۴۳
-
جلسه ۴۴
-
جلسه ۴۵
-
جلسه ۴۶
-
جلسه ۴۷
-
جلسه ۴۸
-
جلسه ۴۹
-
جلسه ۵۰
-
جلسه ۵۱
-
جلسه ۵۲
-
جلسه ۵۳
-
جلسه ۵۴
-
جلسه ۵۵
-
جلسه ۵۶
-
جلسه ۵۷
-
جلسه ۵۸
-
جلسه ۵۹
-
جلسه ۶۰
-
جلسه ۶۱
-
جلسه ۶۲
-
جلسه ۶۳
-
جلسه ۶۴
-
جلسه ۶۵
-
جلسه ۶۶
-
جلسه ۶۷
الْحَمْدُ للّه رَبِّ الْعَالَمِينْ وَصَلَى الله عَلَىٰ سَيِّدَنَا مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرِينْ
دلیل چهاردهم بر اشتراط اقامه نماز جمعه، به روایاتی بازمیگردد که در آنها کیفیت نماز گزاردن با عامّه بیان شده است؛ یعنی روایاتی که توضیح میدهند اگر شیعهای بخواهد در نماز جمعهای که از سوی عامّه اقامه میشود شرکت کند، این عمل چه حکمی دارد و به چه صورتی باید انجام شود.
مرحوم آیتالله حائری (رضواناللهعلیه) در تبیین این دلیل، آن را مرکب از سه مقدمه میدانند که در ادامه به بیان این سه مقدمه و استدلال ایشان میپردازیم.
1. مقدمه نخست آن است که از این روایات استفاده میشود نماز جمعهای که با عامّه اقامه میگردد، مطلقاً صحیح نیست؛ خواه برای مکلف راه جایگزین وجود داشته باشد یا نداشته باشد.
2. مقدمه دوم آن است که در چنین فرضی، تکلیف شیعه به نماز ظهر چهار رکعتی منتقل میشود.
3. مقدمه سوم آن است که حتی با قطع نظر از این روایات خاص، مراجعه به عمومات ادله تقیه اقتضا دارد که هرگاه مکلف از باب تقیه عملی را انجام دهد، آن عمل صحیح باشد.
ایشان با ضمیمه کردن این سه مقدمه نتیجه میگیرند که نماز جمعه برای شیعه واجب مطلق نبوده است؛ زیرا اگر واجب میبود، یا باید اقتدا به عامّه از باب تقیه صحیح شمرده میشد و یا نباید تکلیف به نماز ظهر منتقل میگردید. به بیان دیگر، اگر اقامه نماز جمعه مشروط به حضور امام معصوم یا منصوب از جانب ایشان نبود و هر امام عادلی میتوانست آن را اقامه کند، اینگونه احکام و روایات اختصاصی درباره نماز جمعه با عامّه مطرح نمیشد. همین امر نشان میدهد که نماز جمعه دارای ویژگی و شرط خاصی است که در آن زمان مفقود بوده است؛ امری که مدعای اشتراط اقامه نماز جمعه به امام معصوم یا منصوب از سوی او را تأیید میکند.[2]
مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ اِبْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ حُمْرَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فِي حَدِيثٍ قَالَ: فِي كِتَابِ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ إِذَا صَلَّوُا الْجُمُعَةَ فِي وَقْتٍ فَصَلُّوا مَعَهُمْ وَ لاَ تَقُومَنَّ مِنْ مَقْعَدِكَ حَتَّى تُصَلِّيَ رَكْعَتَيْنِ أُخْرَيَيْنِ قُلْتُ فَأَكُونُ قَدْ صَلَّيْتُ أَرْبَعاً لِنَفْسِي لَمْ أَقْتَدِ بِهِ فَقَالَ نَعَم.[4]
بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ أَبِي بَكْرٍ الْحَضْرَمِيِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ كَيْفَ تَصْنَعُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ، قَالَ كَيْفَ تَصْنَعُ أَنْتَ قُلْتُ أُصَلِّي فِي مَنْزِلِي ثُمَّ أَخْرُجُ فَأُصَلِّي مَعَهُمْ قَالَ كَذَلِكَ أَصْنَعُ أَنَا.[5]
مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ إِنَّ أُنَاساً رَوَوْا عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ، أَنَّهُ صَلَّى أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ بَعْدَ الْجُمُعَةِ لَمْ يَفْصِلْ بَيْنَهُنَّ بِتَسْلِيمٍ فَقَالَ يَا زُرَارَةُ، إِنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ صَلَّى خَلْفَ فَاسِقٍ فَلَمَّا سَلَّمَ وَ انْصَرَفَ قَامَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ، فَصَلَّى أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ لَمْ يَفْصِلْ بَيْنَهُنَّ بِتَسْلِيمٍ فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ إِلَى جَنْبِهِ يَا أَبَا الْحَسَنِ، صَلَّيْتَ أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ لَمْ تَفْصِلْ بَيْنَهُنَّ فَقَالَ إِنَّهَا أَرْبَعُ رَكَعَاتٍ مُشَبِّهَاتٍ فَسَكَتَ فَوَ اللَّهِ مَا عَقَلَ مَا قَالَ لَه.[6]
در روایت چهارم از این باب، امام باقر (علیهالسلام) توضیح میدهد که امیرالمؤمنین (علیهالسلام) پشت سر فردی فاسق نماز جمعه را بهجا آورده و پس از پایان نماز جماعت، چهار رکعت نماز را بدون فاصله سلام اقامه کرده است. حضرت این نماز را «چهار رکعت مشابه» توصیف میکند تا حقیقت عمل برای دیگران آشکار نشود. این روایت نیز بر عدم صحت نماز جماعت با امام فاسق و لزوم انجام نماز ظهر دلالت میکند.
عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَدِيدٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ حُمْرَانَ بْنِ أَعْيَنَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّا نُصَلِّي مَعَ هَؤُلاَءِ يَوْمَ الْجُمُعَةِ، وَ هُمْ يُصَلُّونَ فِي الْوَقْتِ فَكَيْفَ نَصْنَعُ فَقَالَ صَلُّوا مَعَهُمْ فَخَرَجَ حُمْرَانُ إِلَى زُرَارَةَ فَقَالَ لَهُ قَدْ أَمَرَنَا أَنْ نُصَلِّيَ مَعَهُمْ بِصَلاَتِهِمْ فَقَالَ زُرَارَةُ مَا يَكُونُ هَذَا إِلاَّ بِتَأْوِيلٍ فَقَالَ لَهُ حُمْرَانُ قُمْ حَتَّى نَسْمَعَ مِنْهُ قَالَ فَدَخَلْنَا عَلَيْهِ فَقَالَ لَهُ زُرَارَةُ، (إِنَّ حُمْرَانَ أَخْبَرَنَا عَنْكَ) أَنَّكَ أَمَرْتَنَا أَنْ نُصَلِّيَ مَعَهُمْ فَأَنْكَرْتُ ذَلِكَ فَقَالَ لَنَا كَانَ (عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ) صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمَا يُصَلِّي مَعَهُمُ الرَّكْعَتَيْنِ فَإِذَا فَرَغُوا قَامَ فَأَضَافَ إِلَيْهَا رَكْعَتَيْن.[7]
با کنار هم نهادن این روایات ـ از نماز خواندن امام معصوم در خانه، سلام ندادن برخی ائمه پس از نماز جمعه عامّه، رفتار امیرالمؤمنین(علیهالسلام) در عدم اکتفا به نماز جماعت یا اتیان فوری چهار رکعت نماز ظهر ـ قدر جامع روشنی بهدست میآید و آن عدم صحت نماز جمعه و اقتدا در نماز جمعهای است که بهوسیله غیر امام معصوم اقامه شده است. مقتضای ابتدایی همین روایات آن است که چون خود امام معصوم(علیهالسلام) متصدی اقامه نماز جمعه نبوده، نماز جمعه با دیگران مشروع و صحیح شمرده نمیشود. ازاینرو، توجیه صاحب وسائل که عدم صحت را به «کون الإمام فاسقاً» برگردانده، محل تأمل است؛ زیرا صرف نصب از ناحیه حکومت، ملازمهای با تحقق فسق ندارد و بعید است که همه ائمه جمعه منصوب، فاسق بوده باشند.
اگر پیش از بررسی اشکالات مرحوم آقای حائری و دیگران، بخواهیم خودِ این روایات را ارزیابی کنیم، به نظر میرسد که این روایات، مخصِّص ادلّهی عامّهی تقیّهاند. همانگونه که در نصوص وارد شده، تقیّه بهصورت کلی در همه موارد جریان دارد، مگر در موارد خاصی که بهعنوان استثنا ذکر شدهاند؛ مانند مسح بر خفّین و پارهای از احکام وضو.[8] در آن روایت، هرچند سه مورد بهعنوان استثنا بیان شده است ـ و روشن است که این حصر، حصر حقیقی نیست ـ از منظر صناعت اصولی مانعی وجود ندارد که نماز جمعه نیز به این موارد استثنا شده افزوده شود.
بر اساس ادلّهی عامّهی تقیّه، بهویژه بر مبنای کسانی که از این ادلّه، قاعدهی اجزاء را استفاده میکنند ـ مبنایی که ما نیز آن را پذیرفتهایم ـ عمل تقیّهای مجزی است؛ چنانکه در زمان حاضر نیز نماز جماعتی که بهعنوان تقیّه پشت سر مخالفان خوانده میشود، با وجود اشکالات متعدد، از حیث امتثال، مجزی بهشمار میآید. اما در نماز جمعه، به این سبب که حضور در نماز جمعه موجب تقویت شوکت مخالفان، ظالمان و غاصبان میشود، ازاینرو، اساساً مجالی برای تقیّه در آن باقی نمیماند، و روایات ناظر به نماز جمعه به عنوان مخصص ادله عامه تقیه مطرح میشوند.
مسیر استدلال مرحوم آقای حائری بدینگونه است که در کنار روایاتی که دلالت بر عدم صحّت نماز جمعه با عامّه دارند، در مقدمهی سوم به ادلّهی عامّهی تقیّه تمسک میکنند. به نظر ما، این ضمیمهسازی از حیث روش استدلالی موجه نیست؛ زیرا روایات مورد بحث، بهتنهایی برای اثبات اشتراط کفایت دارند و نیازی به الحاق ادلّهی تقیّه وجود ندارد. ظهور این روایات در آن است که ائمه (علیهمالسلام) نماز جمعه را با عامّه اقامه نمیکردهاند؛ زیرا اقامهی نماز جمعه از شؤون خاص امام معصوم بوده است.
به نظر ما، اساساً طرح مقدمهی سوم در این مقام وجهی ندارد؛ زیرا مستدل مدعی است که همین روایات، فارغ از ادلّهی تقیّه، دلالت بر عدم صحّت نماز جمعه با عامّه دارند، حتی در فرض تقیّه.
اگر مقدمهی سوم پذیرفته شود، نتیجه آن خواهد بود که اقتدا به عامّه در نماز جمعه، از باب تقیّه، صحیح و مجزی است. در این صورت، هیچ تفاوتی میان نماز جمعه و سایر نمازها باقی نمیماند؛ در حالی که روایات، بهروشنی میان نماز جمعه و سایر نمازها تفکیک قائل شدهاند. اگر نماز جمعهی تقیّهای مجزی از نماز جمعهای باشد که باید به امامت امام معصوم (علیهالسلام) یا منصوب او اقامه شود، این امر هیچ دلالتی بر اشتراط نخواهد داشت. ازاینرو، افزودن مقدمهی سوم نهتنها کمکی به اثبات مدعا نمیکند، بلکه مسیر استدلال را از جهت اصلی خود منحرف میسازد.
پاورقی
[1] مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ اِبْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: حَثَّنَا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ عَلَى صَلاَةِ الْجُمُعَةِ حَتَّى ظَنَنْتُ أَنَّهُ يُرِيدُ أَنْ نَأْتِيَهُ فَقُلْتُ نَغْدُو عَلَيْكَ فَقَالَ لاَ إِنَّمَا عَنَيْتُ عِنْدَكُم.( تفصیل وسائل الشیعة إلی تحصیل مسائل الشریعة، ج 7، 309.)
وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ اَلْعَبَّاسِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنِ اِبْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ عَبْدِ الْمَلِكِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: قَالَ: مِثْلُكَ يَهْلِكُ وَ لَمْ يُصَلِّ فَرِيضَةً فَرَضَهَا اللَّهُ، قَالَ قُلْتُ: كَيْفَ أَصْنَعُ قَالَ صَلُّوا جَمَاعَةً يَعْنِي صَلاَةَ الْجُمُعَةِ.( همان، ج 7، 310.)
[2] « الرّابع عشر: ما ورد في كيفيّة الصّلاة مع العامّة، و هذا الدّليل مركّب من أمور: أنّه لا يصحّ معهم الجمعة مطلقا سواء كانت مندوحة في البين أم لا. انتقال التكليف حينئذ إلى الظهر أربع ركعات. أنّ مقتضى عمومات التقيّة هو صحّة الواجب الّذي يؤتى به تقيّة إمّا مطلقا أو مع عدم المندوحة. و مع فرض المقدّمات المذكورة لا بدّ أن لا يكون واجبا مطلقا و إلّا إمّا كان الاقتداء بهم صحيحا إن كان العمل من باب التقيّة و لم يكن في البين مندوحة، أو كانت و لكن لم يكن عدمها شرطا، و إمّا لا ينتقل التكليف إلى أربع ركعات للتّمكّن من الإتيان بالعمل من دون أن يكون مختلّ الشرط، فتأمّل.
و أمّا إثبات الأمور المذكورة، فنقول: يدلّ على الأوّل و الثاني موثّق حمران عن أبي عبد اللّه - في حديث- «قال في كتاب عليّ : إذا صلّوا الجمعة في وقت فصلّوا معهم و لا تقومنّ من مقعدك حتى تصلّي ركعتين أخريين، قلت: فأكون قد صلّيت أربعا لنفسي لم أقتدي به؟ فقال: نعم» و غير ذلك.و على الثالث عمومات التقيّة الواردة في بابه الدّالة على الإجزاء مطلقا أو في مورد عدم المندوحة.» (صلاة الجمعة (حائری)، ص 88.)
[3] توضیح بیشتر استدلال: مرحوم حائری در بیان استدلال به دلیل چهاردهم، در مقدمه اول ودوم به این مطلب اشاره میکند که نماز جمعه با اهل سنت صحیح نیست لذا باید به بدل آن یعنی ظهر جمعه منتقل شود و از طرف دیکر در مقدمه سوم بیان میکند که لازمه ادله عامه تقیه این است که نماز جمعه با آنها صحیح باشد، ایشان با حل تنافی به این دو دسته از روایات به استدلال بر دلیل چهاردهم در میپردازد، در حل این تنافی چاره ای وجود ندارد که به شرطیت امام معصوم (ع) در نماز جمعه قائل شویم، چون اگر شرطیت را نپذیریم، یا باید بگوییم اقتدا به آنها صحیح است و یا اینکه تکلیف به نماز ظهر جمعه منتقل نشود و در هر صورت این منافات با مقدمات مذکور دارد.
[4] تفصیل وسائل الشیعة إلی تحصیل مسائل الشریعة، ج 7، ص 394.
[5] همان، ج 7، 350.
[6] همان، ج 7، 350.
[7] همان، ج 7، 351.
[8] « محمد بن يعقوب، عن علي بن إبراهيم، عن أبيه، عن حماد، عن حريز، عن زرارة، قال: قلت له: في مسح الخفين تقية، فقال: ثلاثة لا أتقي فيهن أحدا: شرب المسكر، ومسح الخفين، ومتعة الحج» (همان، ج 1، 321.)
منابع
حائری، مرتضی، صلاة الجمعة (حائری)، قم - ایران، جماعة المدرسين في الحوزة العلمیة بقم. مؤسسة النشر الإسلامي، 1418.
حر عاملی، محمد بن حسن، تفصیل وسائل الشیعة إلی تحصیل مسائل الشریعة، قم - ایران، مؤسسة آل البیت (علیهم السلام) لإحیاء التراث، 1416.
نظری ثبت نشده است .