مراسم سینه زنی در مسجد
۰۴ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱۴:۰۹
باتوجه به اينكه مساجد داراي حرمت و قداست مي باشند واحكام خاصي براي حضور در مسجد وجود دارد آيا لخت شدن در هنگام عزاداري موجب شكسته شدن قداست مسجد مي باشد يا خير؟
کلمات کلیدی :
۳,۲۱۷
مسح پا با انگشتان دست
۱۱ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۱۳:۲۱
اگر هنگام مسح پا، کف دست به پا نخورد و فقط با انگشتان مسح بکشيم، آیا وضو باطل ميشود؟
کلمات کلیدی :
۳,۲۱۳
گفتن «و عجّل فرجهم» در تشهد
۱۸ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۱۵:۲۰
اگر هنگام صلوات در تشهد، سهوا بعد از آن بگوييم «وَ عَجِّل فَرَجَهُم» چه حکمي دارد؟
کلمات کلیدی :
۳,۲۱۲
انتقال ويروس ايدز از روي خطا و اشتباه به فرد سالم و ديه آن
۰۳ اسفند ۱۳۹۵ ساعت ۱۵:۳۸
انتقال ويروس ايدز از روي خطا و اشتباه (فكر كرده خطر ندارد) به فرد سالم چه حكمي دارد؟ ديه بر آن مترتب است؟ در صورت صدق ديه چه كسي بايد آن را بپردازد؟ مقدار آن چقدر است؟
کلمات کلیدی :
۳,۲۱۱
شرايط توبه واقعي
۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۳ ساعت ۱۳:۱۶
براي توبه نصوح و واقعي که بعد از آن با اميد کامل، اعمال خود را از سر بگيريم و اين احساس را داشته باشيم که به تازگي از مادر متولد شدهايم و خداوند متعال هم با آن توبه، نگاه لطف خود را بيشتر از قبل بر ما بيندازد: اولا: چه اعمالي را در بيرون(جوارح) و ثانيا: چه اعمالي را با درون(قلب و ذهن و در يک کلام جوانح) بايد انجام داد؟
کلمات کلیدی :
۳,۲۰۵
احیای چاهی که تخریب شده بوده و ادعای ورثه
۳۱ شهریور ۱۳۹۲ ساعت ۱۰:۳۵
در حدود 70 سال قبل چاه آبي توسط جد پدري ما(پدر بزرگ پدر بزرگ من) حفر شد. از اين چاه جهت آبياري احشام در مرتع استفاده ميشد. با کوچ اهالي به شهر در حدود 35 سال قبل، به علت نرم بودن خاک اطراف چاه، ديواره آن ريزش نموده و کاملا خشک شده بود. بعد از حدود 30 سال توسط پدر من مجددا خاک برداري و به آب رسيد. ايشان با نصب کول از ريزش ديواره جلوگيري نمودند و با حفر چاه ديگري در کنار چاه قبلي و اتصال آنها توسط کوره به يکديگر آب چاه را افزايش دادند. اين کارها در حدود 5 سال به طول انجاميد و ايشان هزينه و رنج بسياري در اين راه متحمل شدند. در اين مدت همواره از ديگر اقوام کمک خواستند. و ايشان را به مشارکت در اين راه فرا خواندند. ولي هيچ کس حتي سنگي را در آنجا جابجا نکرد. تنها يکي از برادرانشان مبلغي پول به ايشان دادند و از پدرم خواستند که وي را نيز شريک کنند.پدرم نيز پذيرفت. پدرم در آنجا مقداري درخت کاري و مقداري زعفران کاري انجام دادند. بعد از 4 سال که درختها بزرگ شدند. به يکباره ديگر اعضاي خانواده مدعي شدند که اين چاه ارث پدري ايشان است و کارهايي که شما در آن 5 سال انجام دادهايد بيهوده است و هيچ حقي براي شما ايجاد نميکند. آنها با زور و بدون کسب اجازه از پدرم و با وجود مخالفت ايشان اقدام به برداشت آب از چاه و انتقال آن توسط لوله به محل ديگري نمودند. پدرم هم که ديد ماندن در آنجا منجر به درگيري با برادر و خواهر خواهد شد. مزرعه و درختهاي چند ساله خود را رها کرد. سؤال بنده ان است که از نظر فقه اسلام، آيا اين چاه خشک با اين اوصاف، ارث پدري محسوب ميشود؟ و اگر چنين است تکليف بيش از 800 نفري که از جد ما بهره ميبرند و اکنون زنده هستند چيست؟ اگر ارث است تکليف زحمات و هزينه هايي که پدرم در آنجا انجام داده و همه در جريان بودند و هيچ اعتراضي نميکردند چيست؟ آيا جلب رضايت ايشان لازم نيست؟
کلمات کلیدی :
۳,۲۲۱