موضوع: حجاب
تاریخ جلسه : ۱۳۸۶/۱۱/۲۰
شماره جلسه : ۸
-
مراد از«مِن» در «من جلابیبهن» و عدم لزوم پوشش تمام وجه
-
جلسه ۱
-
جلسه ۲
-
جلسه ۳
-
جلسه ۴
-
جلسه ۵
-
جلسه ۶
-
جلسه ۷
-
جلسه ۸
-
جلسه ۹
-
جلسه ۱۰
-
جلسه ۱۱
-
جلسه ۱۲
-
جلسه ۱۳
-
جلسه ۱۴
-
جلسه ۱۵
-
جلسه ۱۶
-
جلسه ۱۷
-
جلسه ۱۸
-
جلسه ۱۹
-
جلسه ۲۰
-
جلسه ۲۱
-
جلسه ۲۲
-
جلسه ۲۳
-
جلسه ۲۴
-
جلسه ۲۵
-
جلسه ۲۶
-
جلسه ۲۷
-
جلسه ۲۸
-
جلسه ۲۹
-
جلسه ۳۰
-
جلسه ۳۱
-
جلسه ۳۲
-
جلسه ۳۳
-
جلسه ۳۴
-
جلسه ۳۵
-
جلسه ۳۶
-
جلسه ۳۷
-
جلسه ۳۸
-
جلسه ۳۹
-
جلسه ۴۰
-
جلسه ۴۱
-
جلسه ۴۲
الحمدلله رب العالمين و صلي الله علي سيدنا محمد و آله الطاهرين
بررسی شواهد موجود در آیه
احتمالات مفسرین نسبت به کلمه «من»
احتمال اول: اين كه زنها وقتى مىخواهند از منزل براى يك حاجتى خارج بشوند هر روزى بعضى از چادرهايشان را بر سر كنند، يعنى يك زن چادرهاى متعدد داشته باشد امروز كه می خواهد برود بیرون اين چادر را سر كند، فردا چادر ديگرى را سر كند پس فردا يك چادر ديگر تا اينكه در اثر تغيير چادر مشخص نشود كه اين زن كيست؟ اين احتمال، احتمال بسيار بعيدى است براى اينكه آن زنهاى كه در صدر اسلام بودند حتى شايد تمكن از يك جلباب هم نداشتند وضع مسلمانها طورى نبوده كه يك زنى چند جلباب داشته باشد و در هر روزى يكى از اينها را بخواهد استفاده كند لذا اين احتمال احتمالى است كه بسيار بعيد است.احتمال دوم اين است كه اين «من» تبعيض نسبت به يك جلباب است «يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَ» يعنى بخشى از جلباب را اينها بر روى خودشان بیازند، آيا آنطورى كه در كلمات بعضى ها آمده است كه مراد از جلباب مانتو است، مانتو قابل اين است كه بخشى از او را بعنوان اسدال آيزان كنند بر خودشان؟ مانتو كه چنين قابليتى را ندارد! و هكذا خود خمر يا مقنعه هم چنين قابليتى را ندارد، خمر همه سر را مىپوشاند، مقنعه همه سر را مىپوشاند معنا ندارد بگوييم بعضى از اين مقنعه را بر خودشان آويزان كنند و اگر دقت فرموده باشيد در بعضى از آيات (كه بعداً مىرسيم) دارد: «و ليضربن بخمرهن» آنجا مراد تمام خمر است، تمام مقنعه است، نمىگويد و ليضربن من خمرهن، مي گويد وليضرب بخمرهن ؛ اما در اين آيه شريفه مىگويد «يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَ» من، من تبعيضيه است تبعيض نسبت به يك جلباب واحد است، يعنى از اين جلباب بعضى اش را بر خودشان اسدال و ارخاء كنند و بعنوان رو پوش قرار بدهند.
ما مىخواهيم «من » را قرينه بگيريم كه اين جلباب نه با مقنعه سازگارى دارد و نه با خمر؛ كه خمر همان قناع و مقنعه است ( ولو قناع را بعضىها فرق گذاشتهاند) و نه با مانتو سازگارى دارد، اين نيست الا همان چادرى كه الان متعارف است كه با چادر اينها اسدال كنند و آويزان كنند چادر را بر خودشان. پس ما با قرائنى كه از كتب لغت مفصل نقل كرديم، با قرائنى كه در موارد استعمال نقل كرديم، علاوه بر آن موارد، در خود آيه دو قرينه ی روشن وجود دارد كه اصلاً نمىتواند مراد مقنعه باشد، مراد مانتو باشد یا مراد روسرى باشد براى اينكه با كلمه «هن» سازگارى ندارد؛ و با كلمه «من» در من جلابیبهن سازگارى ندارد، آنچه كه با اين دو عنوان يك سازگارى روشنى دارد عبارت است از چادر است پس ما بايد جلباب را به چادر ما معنا كنيم.
ما تا اينجا معنای جلباب را در این آیه شریفه روشن كرديم، راجع به كلمه «يدنين » نیز قبلاً مطالبی بیان شد و الان هم دوباره معنا مىكنيم.
حالا بايد «يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ ـ را معنا كنيم، و اینکه در ادامهاش دارد ـ ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ» آن را هم معنا كنيم، و بعد بگوييم كه آيه دلالت بر چه معناى دارد.
اين «يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ» چون از ماده دنو است و دنو بمعناى نزديك كردن است احتمال اول اين است كه جلابيب را به خودشان نزديك كنند، مىگوييم نزديك كنند يعنى چه؟ يعنى اين جلباب و چادرى كه هست اين را بياورند نزديكتر كه خودشان را بپوشانند ممكن است كه يك زنى چادر را روى سرش قرار بدهد اما باز همه بدن او پيدا باشد يُدْنِينَ يعنى نزديك كنند بطورى كه این جلباب زنها را بپوشاند.
پس اين كلمه يُدْنِينَ چون از ماده دنو است بگوييم بمعناى نزديكى است.
احتمال اول اين است كه «يُدْنِينَ» بمعناى يقربن نباشد چون طبق احتمال اول معناى «يُدْنِينَ » همان «يقربن» است، يعنى: ای يقربن الجلباب الى ابدانهن، جلباب را به بدنهاى خودشان نزديك كنند. احتمال دوم اين است كه ما بگوييم چون اينجا با كلمه «على» متعدى شده است، بگوييم دنى يا ادنا اگر با«الى» ياكلمه «من» بيايد ادنى اليه يا ادنى منه اينجا بمعناى نزديكى است، اما اگر با كلمه «على» آمد بمعناى آويزان كردن بمعناى ارخاء، اسدال به معنای پوشاندن، يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ يعنى خودشان را با این جلبابی که دارند بپوشانند.
مرحوم شهيد مطهرى (رض) در كتاب مسئله حجاب از صفحه 158 تا صفحه 160 ايشان «يُدْنِينَ» را بمعناى نزديكى معنا فرمودهاند، يعنى عنايت نداشتند كه چون اينجا با كلمه «على » آمده اين ديگر بمعناى نزديكى نيست بلکه بمعناى اين است كه بايد پوشيده بشود.
پس ببينيد! يك احتمال اين است كه بگوييم: «يُدْنِينَ» يعنى «يقربن» نزديك بكنند، آن وقت بگوييم نزديك بكنند به اين معنا كه طورى اين جلباب رابه خودشان بگيرند كه نشان بدهد كه اينها اهل عفاف و حجاب هستند، آن زنى كه چادر روى سرش هست هم موى سرش پيداست هم بدنش پيداست، بود و نبود چادر يكى است. گر آمديم بمعناى «يقربن» هم معنا كرديم كه ايشان معنا فرمودهاند، در ادامه آيه مىفرمايد: «ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ يُعْرَفْنَ» يعنى اين احتمال بهتر است كه اينها و نزديكتر به اين است كه «يعرفن بانهن اهل العفاف و الحجاب» مرحوم آقاى مطهرى (رض) هم «يدنين» را به «يقربن » معنا كردهاند، هم متعلق آن «يعرفن» را يعنى : «يعرفن بانهن من اهل الحجاب و العفاف» معنا كردهاند. جهور مفسرين آن «يعرفن » را معنا كردهاند: «يعرفن بأنهن حرائر» يعنى اگر اينها جلباب خودشان را بر سر بيندازند و خودشان را بپوشانند اينها «يعرفن» به اينكه اينها كنيز نيستند و عنوان حرائر و حره را دارند. اين كلمه «على» قرينه خوبى است كه اصلا اينجا بمعناى نزديكى نيست، يدنين يعنى يرخین آيزان بكنند، بپوشانند.
پرهیز از تفسیرهای ذوقی
بعضى اوقات انسان بعضى از كتابها را مىبيند كه يك چيزهاى ذوقى را مىآورند در تفسير و در معانى آيات قرآن داخل مىكنند! در حالیکه نبايد مسائل ذوقى را در تفسير آيات قرآن وارد كرد! مثلاً در يك كتابى من ديدم كه نوشته بود اين «يدنين» يعنى اين جلباب را به خودشان نزديك كنند بطورى كه علاقمند به چادر باشند، (طبق بيانى كه در آن كتاب آمده)خداوند مىخواهد بفرمايند نه تنها چادر را سر كنيد بلكه نسبت به سر كردن چادر با علاقمندى و با اشتياق اين را استفاده بكنيد، نه از روى اجبار و اكراه.
سؤال این است که كجاى كلمه «يدنين» معنايش علاقهمندى است ؟! كجاى كلمه يدنين معنايش اشتياق است؟! ما نمىتوانيم يك چيز ذوقى را كه نه با لغت سازگارى دارد، نه روايتى بر طبق اين داريم، و نه مردم آن زمان كه وقتى آيه نازل شد «يدنين عليهن» هيچ در ذهنشان نيامد كه بايد با اشتياق و علاقه اين كار را كنند! چنين چيزى در اينجا وجود ندارد. اين يدنين يا بمعناى نزديك كردن است يا بمعناى پوشاندن است؛ حالا پوشاندن مىخواهد با اشتياق باشد، نزديك كردن مىخواهد با اشتياق باشد، حالا اگر یک زنی با عدم تمايل صد در صد هیچ تمایلی نسبت به رعایت حجاب ندارد و و از حجاب رنج می برد، اگر واقعا حجاب را رعايت كرد اين «يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَ» را امتثال نكرده؟! حتماً با اشتياق و با علاقه باشد! اينها چيزهاى است كه گاهى اوقات متأسفانه از جيب خودمان بر معنای این آیات اضافه كرديم . عرض كردم مرحوم آقاى مطهرى در ترجمه، اين آيه را به نزديك كردن معنا كرد ه اند كه به نظر ما صحيح نيست.
احتمال چهارمى هم در بعضى از كلمات وجود دارد گفتهاند اين ادنى و يدنين معنايش اين است كه بيشتر چهره پوشيده شود، يعنى هرچه مىتواند اين جلباب را بياورد روى صورت خودش، هرچه ميتواند نزديك كند و فقط آن دو چشمش باز باشد براى اينكه ببيند جلوى خودش را.
طبق اين معنا كه «يُدْنِينَ» ولو بمعناى ارخاء است اما بالاخره ارخاء صد در صد مراد نيست، يعنى يك كسى بيايد بگويد چرا از اول شارع نفرمود يستر جميع ابدانهن چرا كلمه ستر را نياورده است؟ براى اين است كه اگر تمام صورت و بدن كاملاً پوشيده بشود اين قدرت راه رفتن ندارد، بايد بتواند ببيند، لذا ولو يدنين با كلمه على بمعناى ارخاء بيايد باز آن كلمه دنو يك مقدارى آن حضور و هويت خودش را حفظ مىكند يعنى تا مىتوانيد نزديك كنيد، تا مىشود جلباب را نزديك كرد، ادنى و نزديك كنيد، اين مطلب را در تفسير غريب القرآن سراج الدين ابى حفص ذكر كرده است كه به نظر ما اين نكته نكته ی خوبى است ؛
يك استفتايى كه در زمان مرحوم والد (رضوان الله علیه) از ایشان شده بود، اين بود كه اگر يك زنى موهای سرش را تراشيد، جاهاى ديگر بدنشان را پوشانده كاسه سرش باز باشد (سرش را تراشيده ) آيا اشكال دارد يانه؟ بلى اشكال دارد؛ ما باشيم و آيه شريفه، مىگويد : يدنين عليهن يعنى بر همه بدنشان، نه على شعرهن و موهايشان، نه فقط وجوهشان عليهن .
لذا اگر يك زنى حتى موهاى سرش راتراشيده مرد بخواهد به سر او نگاه كند اين هم جايز نيست.
پس ما جلباب را معنا كرديم، يدنين عليهن را هم معنا كرديم، باز يك نكته ديگر اين است: (من اين نظراتى را كه عرض مىكنم كتابهاى زياد و مقالاتى را هم مىبينم) بعضىها گفتهاند اين آيه شريفه ازش استفاده نمىشود كه حجاب يك تكليف براى زن است، بلكه براى احترام و براى شرافت او است، يك حقى را براى او قرار داده است.
و ما «و ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ يُعْرَفْنَ» را هم بايد بررسى كنيم، آن وقت از مجموع این کلمات و انظار يك نتيجهگيری کنیم تا ان شاء الله آیات بعدی را مورد بحث قرار دهیم.
الحمدلله رب العالمين و صلي الله علي سيدنا محمد و آله الطاهرين
بررسی شواهد موجود در آیه
احتمالات مفسرین نسبت به کلمه «من»
احتمال اول: اين كه زنها وقتى مىخواهند از منزل براى يك حاجتى خارج بشوند هر روزى بعضى از چادرهايشان را بر سر كنند، يعنى يك زن چادرهاى متعدد داشته باشد امروز كه می خواهد برود بیرون اين چادر را سر كند، فردا چادر ديگرى را سر كند پس فردا يك چادر ديگر تا اينكه در اثر تغيير چادر مشخص نشود كه اين زن كيست؟ اين احتمال، احتمال بسيار بعيدى است براى اينكه آن زنهاى كه در صدر اسلام بودند حتى شايد تمكن از يك جلباب هم نداشتند وضع مسلمانها طورى نبوده كه يك زنى چند جلباب داشته باشد و در هر روزى يكى از اينها را بخواهد استفاده كند لذا اين احتمال احتمالى است كه بسيار بعيد است.احتمال دوم اين است كه اين «من» تبعيض نسبت به يك جلباب است «يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَ» يعنى بخشى از جلباب را اينها بر روى خودشان بیازند، آيا آنطورى كه در كلمات بعضى ها آمده است كه مراد از جلباب مانتو است، مانتو قابل اين است كه بخشى از او را بعنوان اسدال آيزان كنند بر خودشان؟ مانتو كه چنين قابليتى را ندارد! و هكذا خود خمر يا مقنعه هم چنين قابليتى را ندارد، خمر همه سر را مىپوشاند، مقنعه همه سر را مىپوشاند معنا ندارد بگوييم بعضى از اين مقنعه را بر خودشان آويزان كنند و اگر دقت فرموده باشيد در بعضى از آيات (كه بعداً مىرسيم) دارد: «و ليضربن بخمرهن» آنجا مراد تمام خمر است، تمام مقنعه است، نمىگويد و ليضربن من خمرهن، مي گويد وليضرب بخمرهن ؛ اما در اين آيه شريفه مىگويد «يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَ» من، من تبعيضيه است تبعيض نسبت به يك جلباب واحد است، يعنى از اين جلباب بعضى اش را بر خودشان اسدال و ارخاء كنند و بعنوان رو پوش قرار بدهند.
ما مىخواهيم «من » را قرينه بگيريم كه اين جلباب نه با مقنعه سازگارى دارد و نه با خمر؛ كه خمر همان قناع و مقنعه است ( ولو قناع را بعضىها فرق گذاشتهاند) و نه با مانتو سازگارى دارد، اين نيست الا همان چادرى كه الان متعارف است كه با چادر اينها اسدال كنند و آويزان كنند چادر را بر خودشان. پس ما با قرائنى كه از كتب لغت مفصل نقل كرديم، با قرائنى كه در موارد استعمال نقل كرديم، علاوه بر آن موارد، در خود آيه دو قرينه ی روشن وجود دارد كه اصلاً نمىتواند مراد مقنعه باشد، مراد مانتو باشد یا مراد روسرى باشد براى اينكه با كلمه «هن» سازگارى ندارد؛ و با كلمه «من» در من جلابیبهن سازگارى ندارد، آنچه كه با اين دو عنوان يك سازگارى روشنى دارد عبارت است از چادر است پس ما بايد جلباب را به چادر ما معنا كنيم.
ما تا اينجا معنای جلباب را در این آیه شریفه روشن كرديم، راجع به كلمه «يدنين » نیز قبلاً مطالبی بیان شد و الان هم دوباره معنا مىكنيم.
حالا بايد «يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ ـ را معنا كنيم، و اینکه در ادامهاش دارد ـ ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ» آن را هم معنا كنيم، و بعد بگوييم كه آيه دلالت بر چه معناى دارد.
اين «يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ» چون از ماده دنو است و دنو بمعناى نزديك كردن است احتمال اول اين است كه جلابيب را به خودشان نزديك كنند، مىگوييم نزديك كنند يعنى چه؟ يعنى اين جلباب و چادرى كه هست اين را بياورند نزديكتر كه خودشان را بپوشانند ممكن است كه يك زنى چادر را روى سرش قرار بدهد اما باز همه بدن او پيدا باشد يُدْنِينَ يعنى نزديك كنند بطورى كه این جلباب زنها را بپوشاند.
پس اين كلمه يُدْنِينَ چون از ماده دنو است بگوييم بمعناى نزديكى است.
احتمال اول اين است كه «يُدْنِينَ» بمعناى يقربن نباشد چون طبق احتمال اول معناى «يُدْنِينَ » همان «يقربن» است، يعنى: ای يقربن الجلباب الى ابدانهن، جلباب را به بدنهاى خودشان نزديك كنند. احتمال دوم اين است كه ما بگوييم چون اينجا با كلمه «على» متعدى شده است، بگوييم دنى يا ادنا اگر با«الى» ياكلمه «من» بيايد ادنى اليه يا ادنى منه اينجا بمعناى نزديكى است، اما اگر با كلمه «على» آمد بمعناى آويزان كردن بمعناى ارخاء، اسدال به معنای پوشاندن، يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ يعنى خودشان را با این جلبابی که دارند بپوشانند.
مرحوم شهيد مطهرى (رض) در كتاب مسئله حجاب از صفحه 158 تا صفحه 160 ايشان «يُدْنِينَ» را بمعناى نزديكى معنا فرمودهاند، يعنى عنايت نداشتند كه چون اينجا با كلمه «على » آمده اين ديگر بمعناى نزديكى نيست بلکه بمعناى اين است كه بايد پوشيده بشود.
پس ببينيد! يك احتمال اين است كه بگوييم: «يُدْنِينَ» يعنى «يقربن» نزديك بكنند، آن وقت بگوييم نزديك بكنند به اين معنا كه طورى اين جلباب رابه خودشان بگيرند كه نشان بدهد كه اينها اهل عفاف و حجاب هستند، آن زنى كه چادر روى سرش هست هم موى سرش پيداست هم بدنش پيداست، بود و نبود چادر يكى است. گر آمديم بمعناى «يقربن» هم معنا كرديم كه ايشان معنا فرمودهاند، در ادامه آيه مىفرمايد: «ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ يُعْرَفْنَ» يعنى اين احتمال بهتر است كه اينها و نزديكتر به اين است كه «يعرفن بانهن اهل العفاف و الحجاب» مرحوم آقاى مطهرى (رض) هم «يدنين» را به «يقربن » معنا كردهاند، هم متعلق آن «يعرفن» را يعنى : «يعرفن بانهن من اهل الحجاب و العفاف» معنا كردهاند. جهور
مفسرين آن «يعرفن » را معنا كردهاند: «يعرفن بأنهن حرائر» يعنى اگر اينها جلباب خودشان را بر سر بيندازند و خودشان را بپوشانند اينها «يعرفن» به اينكه اينها كنيز نيستند و عنوان حرائر و حره را دارند. اين كلمه «على» قرينه خوبى است كه اصلا اينجا بمعناى نزديكى نيست، يدنين يعنى يرخین آيزان بكنند، بپوشانند.
پرهیز از تفسیرهای ذوقی
بعضى اوقات انسان بعضى از كتابها را مىبيند كه يك چيزهاى ذوقى را مىآورند در تفسير و در معانى آيات قرآن داخل مىكنند! در حالیکه نبايد مسائل ذوقى را در تفسير آيات قرآن وارد كرد! مثلاً در يك كتابى من ديدم كه نوشته بود اين «يدنين» يعنى اين جلباب را به خودشان نزديك كنند بطورى كه علاقمند به چادر باشند، (طبق بيانى كه در آن كتاب آمده)خداوند مىخواهد بفرمايند نه تنها چادر را سر كنيد بلكه نسبت به سر كردن چادر با علاقمندى و با اشتياق اين را استفاده بكنيد، نه از روى اجبار و اكراه.
سؤال این است که كجاى كلمه «يدنين» معنايش علاقهمندى است ؟! كجاى كلمه يدنين معنايش اشتياق است؟! ما نمىتوانيم يك چيز ذوقى را كه نه با لغت سازگارى دارد، نه روايتى بر طبق اين داريم، و نه مردم آن زمان كه وقتى آيه نازل شد «يدنين عليهن» هيچ در ذهنشان نيامد كه بايد با اشتياق و علاقه اين كار را كنند! چنين چيزى در اينجا وجود ندارد. اين يدنين يا بمعناى نزديك كردن است يا بمعناى پوشاندن است؛ حالا پوشاندن مىخواهد با اشتياق باشد، نزديك كردن مىخواهد با اشتياق باشد، حالا اگر یک زنی با عدم تمايل صد در صد هیچ تمایلی نسبت به رعایت حجاب ندارد و و از حجاب رنج می برد، اگر واقعا حجاب را رعايت كرد اين «يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَ» را امتثال نكرده؟! حتماً با اشتياق و با علاقه باشد! اينها چيزهاى است كه گاهى اوقات متأسفانه از جيب خودمان بر معنای این آیات اضافه كرديم . عرض كردم مرحوم آقاى مطهرى در ترجمه، اين آيه را به نزديك كردن معنا كرد ه اند كه به نظر ما صحيح نيست.
احتمال چهارمى هم در بعضى از كلمات وجود دارد گفتهاند اين ادنى و يدنين معنايش اين است كه بيشتر چهره پوشيده شود، يعنى هرچه مىتواند اين جلباب را بياورد روى صورت خودش، هرچه ميتواند نزديك كند و فقط آن دو چشمش باز باشد براى اينكه ببيند جلوى خودش را.
طبق اين معنا كه «يُدْنِينَ» ولو بمعناى ارخاء است اما بالاخره ارخاء صد در صد مراد نيست، يعنى يك كسى بيايد بگويد چرا از اول شارع نفرمود يستر جميع ابدانهن چرا كلمه ستر را نياورده است؟ براى اين است كه اگر تمام صورت و بدن كاملاً پوشيده بشود اين قدرت راه رفتن ندارد، بايد بتواند ببيند، لذا ولو يدنين با كلمه على بمعناى ارخاء بيايد باز آن كلمه دنو يك مقدارى آن حضور و هويت خودش را حفظ مىكند يعنى تا مىتوانيد نزديك كنيد، تا مىشود جلباب را نزديك كرد، ادنى و نزديك كنيد، اين مطلب را در تفسير غريب القرآن سراج الدين ابى حفص ذكر كرده است كه به نظر ما اين نكته نكته ی خوبى است ؛
يك استفتايى كه در زمان مرحوم والد (رضوان الله علیه) از ایشان شده بود، اين بود كه اگر يك زنى موهای سرش را تراشيد، جاهاى ديگر بدنشان را پوشانده كاسه سرش باز باشد (سرش را تراشيده ) آيا اشكال دارد يانه؟ بلى اشكال دارد؛ ما باشيم و آيه شريفه، مىگويد : يدنين عليهن يعنى بر همه بدنشان، نه على شعرهن و موهايشان، نه فقط وجوهشان عليهن .
لذا اگر يك زنى حتى موهاى سرش راتراشيده مرد بخواهد به سر او نگاه كند اين هم جايز نيست.
پس ما جلباب را معنا كرديم، يدنين عليهن را هم معنا كرديم، باز يك نكته ديگر اين است: (من اين نظراتى را كه عرض مىكنم كتابهاى زياد و مقالاتى را هم مىبينم) بعضىها گفتهاند اين آيه شريفه ازش استفاده نمىشود كه حجاب يك تكليف براى زن است، بلكه براى احترام و براى شرافت او است، يك حقى را براى او قرار داده است.
و ما «و ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ يُعْرَفْنَ» را هم بايد بررسى كنيم، آن وقت از مجموع این کلمات و انظار يك نتيجهگيری کنیم تا ان شاء الله آیات بعدی را مورد بحث قرار دهیم.
نظری ثبت نشده است .