پیوند انقلاب اسلامی با عاشورا و مهدویت
۱۶ بهمن ۱۴۰۴
۱۴:۵۴
۰
خلاصه خبر :
آخرین رویداد ها
-
دهه فجر و پیروزی خون بر شمشیر تبریک و تهنیت باد
-
پیوند انقلاب اسلامی با عاشورا و مهدویت
-
انقلاب اسلامی و احیای اسلام، اندیشه مهدویت و تجدید حیات حوزههای علمیه
-
امام خمینی(ره) به اسلام یک حیات مجدد بخشید و اسلام را به معنای واقعی خودش إحیا کرد
-
انقلاب اسلامی یک امانت بزرگ الهی است
-
همه روحانیت یک صدا از رهبری معظم انقلاب حمایت کرده و تبعیت از ایشان را بر خود واجب میدانند
خیر مقدم گویی آیت الله مطهری اصل، نماینده محترم ولی فقیه در آذربایجان شرقی و امام جمعه تبریز
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
درود و سلام ما بر منجی عالم بشریت، بقیةالله الاعظم، قطب عالم امکان و امید همه دلهای مؤمنین. امیدواریم که آن بزرگوار همانطور که بیش از ما برای ظهور خود دعا میکنند، خداوند عنایت بفرماید و به زودی چشمان همه مؤمنین و مستضعفین را به جمال طاووسگونه آن بزرگوار منوّر بفرماید. الهی آمین
درود و سلام بر امام راحل، بنیانگذار جمهوری اسلامی و شهدایی که در طول این چهل و شش سال برای حفظ نظام جمهوری اسلامی جان خود را فدا کردند و درود و سلام بر مقام معظم رهبری، فقیه عالیقدر، مرجع تقلید و امید و آرزوی همه مؤمنین برای اینکه انشاءالله پرچم این نهضت را به دست پرتوان آقا و سرورمان برسانند انشاءالله
ایام ولادت با سعادت منجی عالم بشریت، و هکذا دهه مبارکه فجرو هم سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی را به همه عزیزان تبریک و تهنیت عرض میکنم.
جمعی که در خدمتشان هستیم علمای اعلام، اساتید، مدیران مدارس حوزههای علمیه و طلاب عزیز تبریز و بعضی از شهرستانها همراه خانوادههای محترمشان هستند که امروز به دست حضرتعالی معمم خواهند شد. این چهرههای نورانی از طلبههای جوان، انشاءالله امروز میخواهند به صورت رسمی سرباز امام زمان(عج) شوند.
تبریک و تهنیت و خیرمقدم پیشگاه سرور عزیزمان، یادگار حضرت آیت الله العظمی فاضل لنکرانی(قده)، حضرت آیت الله حاجشیخ محمد جواد فاضل لنکرانی که لطف کردند دیروز در شهرستان بناب در مراسم عمامهگذاری حضور داشتند و امروز هم دعوت طلاب و علماء تبریز را اجابت فرمودند و در این جمع معنوی طلاب عزیز و خانوادههایشان حضور پیدا کردند. همچنین از هیئت همراه ایشان که لطف کردند در خدمت ایشان تشریف آورده اند، تقدیر و تشکر میکنم.
امیدهای فراوانی به حوزه علمیه آذربایجان خصوصا حوزه تبریز هست، هم از طرف مدیریت حوزه علمیه قم، و هم از طرف مراجع تقلید بزرگوار از جمله حضرتعالی. واقعاً هم همینطور باید باشد. امیدواریم با برنامهریزیهای خوبی که انجام شده و انجام خواهد شد و با کمک مراجع بزرگوار از جمله حضرتعالی، حوزههای علمیه ما بتوانند بهتر از این باشند. انشاءالله باشند.
به عزیزانی که میخواهند امروز معمم شوند این مطلب را به عنوان یادگار عرض میکنم: در حالات علامه طباطبایی(رضوان الله تعالی علیه) خواندم که آن بزرگوار در عالم خواب خدمت آقا و سرورمان، امام زمان(عج) رسیده و عرض ارادت نموده و مشکلات خود را عرض کرده بود. آقا فرموده بود شما ده، دوازده سال است که تحت اشراف و نظر ما کارهایتان را انجام میدهید. علامه طباطبایی میگوید من بیدار که شدم، به فکر رفتم که آن سالی که آقا فرموده بود آن سالی نیست که من وارد حوزه علمیه شدم. بررسی کردم دیدم آن سالی که آقا فرمودند، سال معمم شدن من بوده. معلوم میشود که درست است آقا به همه سربازانش عنایت دارد اما از لحظهای که این لباس پیغمبر(ص) را میپوشد، مورد نظر و تحت اشراف آن بزرگوار قرار میگیرد.
امیدوارم که این افتخار بزرگ که انسان تحت اشراف امام زمانش باشد را ارج بنهیم و انشاءالله مواظب رفتار و گفتارمان باشیم. مخصوصاً برای تقویت مکتب تشیع و اسلام عزیز، خصوصاً فقه اهلبیت(ع) که میبایست از حوزههای علمیه به کل جهان صادر گردد، کوشش و جدیت داشته باشیم و انشاءالله به آیندهای روشن، طبق فرمایش مقام معظم رهبری که ما در آستانه رسیدن به قلههای تمدن اسلامی هستیم برسیم.
ما از تشریففرمایی حضرت آیت الله فاضل لنکرانی خیلی متشکریم و خدمت ایشان عرض کردم مردم آذربایجان مخصوصاً مردم تبریز به والد مرحوم ایشان حضرت آیت الله العظمی فاضل لنکرانی ارادت خاص داشتند و آقا اینجا مقلدین فراوانی داشتند، به جهت اینکه اولاً آذری بودند، ثانیاً شاگرد حضرت امام و شارح فرمایشات ایشان در بحثهای فقه و اصول بودند، و ثالثا از سردمداران انقلاب در کنار حضرت امام و مدافع افکار ایشان بودند.
مردم تبریز علاقه خاصی به والد حضرتعالی داشتند و الحمدلله تشریففرمایی شما در سال گذشته و هم امسال موجب امیدواری ماست که انشاءالله حوزههای علمیه استان بتوانند هم از حضرتعالی و هم از تحقیقات خوب مرکز فقهی شما استفاده کنند و همگی انشاءالله پشت سر رهبری بتوانیم انقلاب شکوهمند اسلامی را به دست صاحب اصلی آن بسپاریم.
بیانات حضرت آیت الله حاج شیخ محمدجواد فاضل لنکرانی(دامت برکاته)
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
قَالَ اللّهُ تَبَارَكَ وَتَعَالَى فِي كِتَابِهِ الْعَزِيزِ:
«وعَدَ اللهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا وَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ» (سوره نور، آیه ۵۵)
قَالَ اللّهُ تَبَارَكَ وَتَعَالَى فِي كِتَابِهِ الْعَزِيزِ:
«وعَدَ اللهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا وَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ» (سوره نور، آیه ۵۵)
میلاد با سعادت حجتِ حیِّ خدا حضرت بقیةالله الأعظم(عج) را خدمت همه مردم بزرگوار و متدیّن، شما حضّار محترم، طلاب، فضلا و اساتید گرامی، ائمه جمعه استان، صمیمانه تبریک و تهنیت عرض میکنم و امیدوارم به برکت این ولادت موفورالسرور، همه ما متنعم به علم و تقوا و بهرهمند از انواع نعمتهای علمی، معنوی و دنیوی بشویم و خداوند متعال سعادت همه ما را مقدّر بفرماید. الهی آمین.
قبل از شروع عرایض، لازم میدانم از مسئولین محترم حوزه علمیه استان آذربایجان شرقی، بهویژه حوزه تبریز، و بالاخص از نماینده محترم ولیّ فقیه و امام جمعه معظّم، حضرت مستطاب آقای مطهری، تشکر کنم که دعوت فرمودند و این توفیق را برای بنده فراهم کردند که در این جمع محترم حضور داشته باشم.
ابتدا اجازه بفرمایید راجع به این آیه شریفه چند نکته را به اجمال عرض کنم تا پیش از هر چیز، انس و توجّه ما به قرآن کریم و مسئله مهدویت قدری بیشتر بشود. روشن است که قرآن در آیات متعددی به مسئله مهدویت پرداخته است. امّا آیات قرآن در باب مهدویت دو قسم هستند:
یک قسم آیاتی هستند که دلالت آنها بر موضوع مهدویت نیاز به حدیث دارد؛ یعنی باید در کنار آن آیه، حدیث یا احادیثی مطرح بشود تا مقصود خدای تبارک و تعالی روشن گردد.از جمله این آیات، این آیه شریفه است:
«الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ» (سوره حج، آیه ۴۱)
امّا قسم دوم، آیاتی هستند که خودِ آیه، بدون اینکه نیاز به حدیث داشته باشد، وقتی انسان در آن تأمّل کند، رهنمون میشود به مهدویت. از جمله این آیات، همین آیه شریفهای است که قرائت شد؛ «وَعَدَ اللّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» (آیه ۵۵ سوره نور)
خداوند این وعده را به یک گروهی از مؤمنین و کسانی که عمل صالح انجام می دهند، داده است، نه به همه مؤمنین.
گاهی خداوند به همه مؤمنین و همه کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام دادهاند، وعده بهشت میدهد مثل «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ عَظِيمٌ» (سوره مائده، آیه ۹) امّا در این آیه میفرماید: در میان این مؤمنین و افرادی که عمل صالح انجام دادهاند، یک گروه خاص هستند که من میخواهم به آنها یک وعده ویژه بدهم: «وَعَدَ اللّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ». این «مِن» به اصطلاح ما طلبهها «مِن تبعیضیه» است، نه «مِن تبیینیه»؛ یعنی به بعضی از مومنین شما نه همه مومنین. یعنی از ابتدای اسلام تا انتها، گروه خاصی از مومنین که در درجه بالایی از ایمان قرار دارند مشمول این وعده هستند.
خدا چه وعدهای میدهد؟ «لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ». تعبیر «فِي الْأَرْضِ» یعنی در همه زمین، نه فقط در یک گوشهای از زمین. وقتی خدا میخواهد این مومنین را خلیفه خود در زمین قرار بدهد، در همه زمین قرار میدهد.
و بعد هم میفرماید من میخواهم به اینها یک وعده بدهم. اوّلاً شما میدانید که وعده خداوند تخلفناپذیر است:
«إِنَّ وَعْدَ اللّهِ لَآتٍ» (سوره هود، آیه ۶۵)، یا «إِنَّ وَعْدَ اللّهِ حَقٌّ» (سوره لقمان، آیه ۳۳). وعده و وعیدهای خدا، قطعی و تخلفناپذیر است.
در این آیه شریفه نیزخداوند وعده میدهد: زمانی خواهد آمد که یک گروهی از این مؤمنین، خلیفه من در سراسر زمین خواهند شد. بعد میفرماید: «كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ» خداوند قبل از آن نیز گروههایی را به خلافتهای محدودی رسانده است؛ نظیر «يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً» (سوره ص، آیه ۲۶) امّا آن استخلاف نهایی فراگیر مخصوص این افراد است.
ادامه آیه روشن می سازد که این استخلاف نهایی دو غایت دارد. اولا: «لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ» خداوند به مومنین تمکّن میدهد قدرت پیدا کنند تا آن دین مطلوب و مورد پسند خود که همان اسلام و مکتب اهلبیت(ع) است را حاکم کنند. ثانیاً «وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا» در آن زمان همه خوفها، همه ناامنیها و همه ترسها از بین میرود و یک امنیت مطلق در عالم به وجود میآید.
آیا ما غیر از زمان حضرت حجّت(عج)، زمان دیگری را میتوانیم سراغ بگیریم که این دو ویژگی را با هم داشته باشد؟ یا نه، این فقط مربوط به همان زمان است. ما که مدّعی مهدویت هستیم وبه مردم میگوییم حضرت ظهور میکند به دلیل این وعده قطعی الهی دراین آیه شریفه است.
در زیارت «السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللهِ الَّذِي ضَمِنَهُ». یکی از اسامی آن حضرت، «وعداللّه» ذکر شده است. خداوند وعده آمدن آن حضرت و ظهورش را تضمین کرده است.
این آیه بحثهای بسیار زیادی دارد. فقط همینقدر عرض کنم که وقتی شما به تفاسیر اهلسنّت مراجعه میکنید، غالب آنها ـ اگر نگوییم همه آنها ـ گفتهاند این آیه مربوط به خلفای بعد از پیامبر اکرم(ص) است امّا در تفسیر ادامه آیه گیر کردهاند؛ چون خداوند میفرماید: «وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا». در حالی که خلیفه دوم وسوم کشته شدند و حتی امیرالمؤمنین7 هم به شهادت رسید؛ پس این امنیت کجاست؟. اینها معمولاً دچار تفسیر به رأی میشوند. فخر رازی اصرار دارد که این آیه مربوط به خلیفه اول و دوم است؛ که این یک اشتباه بزرگ است. بسیاری از دیگران هم از او تبعیت کردهاند. در حالی که این آیه مربوط به آخرالزمان است.
من میخواهم در این جمع علمی، که اساتید محترم حضور دارند، از این آیه دو نکته استفاده کنم. نکته اول این است که خداوند میفرماید: «وَعَدَ اللهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ». یعنی منتظران ظهور، باید عامل به واجبات و اعمال صالح باشند. اگر کسی بگوید من منتظر هستم، امّا عمل صالح انجام نمیدهم و دنبال فساد باشد، این با این آیه سازگار نیست. عمل صالح لازم است. و عمل صالح فقط نماز خواندن نیست، فقط ترک دروغ و غیبت و سرقت و زنا نیست؛ اینها برخی از مصادیق عمل صالح است. اعمال صالح مراتب دارد. یکی از بزرگترین مصادیق عمل صالح، فریاد زدن در مقابل ظالم و دفاع از مظلوم است؛ دفاع از مظلومان کشتهشده در فلسطین، لبنان، سوریه و امثال این مناطق است اینها همه مصداق عمل صالح است. این یک نکته.
نکته دوم اینکه آن فکری که بعضیها به ادعای پیروی از مهدویت، از قبل از انقلاب در جامعه ما راه انداختهاند که آقا، مهدویت یعنی بگویی من منتظر امام زمان هستم، امّا دست روی دست بگذاری و هیچ کاری نکنی؛ به محیط خودت، جامعه خودت، کشور خودت کاری نداشته باشی؛ نگاه نکنی که چه کسی بر تو سلطه دارد.
این فکر بر اساس همین آیه شریفه باطل است. البته هزار دلیل دیگر هم بر فساد این اندیشه وجود دارد. این تفکّر با قرآن و با روح دین ناسازگار است. دینی که آمده به انسان عزّت و عظمت بدهد، نمیتواند به انسان بگوید زیر بار ظلم برو تا زمان ظهور. تازه زمان ظهور هم که معلوم نیست چه وقتی است؛ ممکن است هزار سال دیگر باشد. آیا اسلام میگوید در تمام این مدت، ظلم را تحمّل کن، ظالم هر بلایی خواست سردین، ناموس، کشور و وطنت بیاورد و تو حق نداشته باشی حرف بزنی؟ قطعاً چنین نیست.
این یک اندیشهای است که قطعاً از دستگاههای فکری و امنیتی غرب بیرون آمده و ریشه آن در همانجاست؛ همانطور که ما مذاهب ساختگیای را که در این قرن اخیر درست کردهاند، بهوضوح مشاهده میکنیم.
لذا آقایان، طلاب محترم، فضلا و اساتید گرامی، باید کمر همّت را بست و برای تقویت اسلام و تقویت مکتب اهلبیت(ع) تلاش کرد؛ با درس خواندنِ عمیق، با تلاش جدّی، با توجّه به مشکلات مردم؛ چه مشکلات اعتقادی، چه مشکلات فرهنگی و چه مشکلات معیشتی. همه اینها داخل در وظیفه است. یک طلبه همانطور که نسبت به مشکلات فرهنگی جامعه دغدغه دارد، باید نسبت به مشکلات معیشتی مردم هم دغدغه داشته باشد.
نکته دومی که از این آیه استفاده میشود این است که خداوند میفرماید: «لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ … كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ». درباره این تعبیر «كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ»؛ البته این برداشت بنده است، اگر به تفاسیر مراجعه کنیم، غالباً آن را برمیگردانند به قبل از اسلام نظیر آیه شریفه: «يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً»، امّا چه استبعادی دارد که یکی از مصادیق «كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ» خود انقلاب ما باشد؟ خدای تبارک و تعالی میفرماید پیش از آنکه آن استخلاف نهایی محقق بشود، یک استخلافهای جزئی و یک خلافتهای محدود و مقطعی به وجود میآید شبیه آنچه در انقلاب ما در ایران واقع شد.
دهه فجر، دهه انقلاب است. روح انقلاب ما همانطور که با عاشورا پیوند دارد با مهدویت هم پیوند دارد. مبدأش عاشورا و منتهایش مهدویت است. انقلاب ما دو طرف بسیار مهم و دو پایه اساسی دارد؛ هم حسینی است و هم مهدوی.
از عاشورا، شهادت و ایثار و ازخودگذشتگی و مقاومت را یاد گرفتیم و از مهدویت صبر و انتظار و توکل به خدا و امید به پیروزی و تحقق وعدههای الهی و نابودی ظالمین را، البته همه اینها از برکات امام خمینی رضواناللهتعالیعلیه بود که این معانی را به ما و به نسل امروز یاد داد. و باید با توجه به مهدویت، فکرمان را یک فکر گسترده و فراتر از مرزها قرار بدهیم.
گاهی بعضی افراد میگویند: ما در کشور خودمان انقلاب کردیم، دیگر چه کار داریم به کشورهای دیگر؟ به ما چه ارتباطی دارد که در کشورهای دیگر چه اتفاقاتی میافتد؟ در حالی که از آرمانها و شعارهای امام رضواناللهتعالیعلیه این بود که ما میخواهیم اندیشه انقلاب را صادر کنیم. اگر این انقلاب در مسیر تحقق انقلاب جهانی حضرت حجّت(ع) نباشد، ناقص است؛ هرچند هم که بگوییم ریشهاش عاشوراست. بنابراین باید نگاهمان را به این سمت، یک نگاه دقیق و حسابشده قرار بدهیم.
حالا دقت کنید؛ نگاه دقیق به این معنا نیست که بعضیها تصور میکنند و میگویند: آقا، فردا امام زمان ظهور میکند. بعد هم اسم خودشان را میگذارند منتظر. اینها دچار جهل مرکب هستند. نگاه عمیق و دقیق این است که اولاً به ما فرمودهاند زمان ظهور را هیچکس نمیداند؛ حتی خود حضرت حجّت(عج) هم زمان ظهور را نمیداند. این از آن علومی است که «مَخْزُونٌ عِنْدَ اللهِ» است. این صریح روایات ماست. کسی نمیتواند زمان آن را تعیین کند.
بله، تردیدی دراین نیست که ما هرچه جلوتر میرویم به زمان ظهور نزدیکتر میشویم؛ اما نباید زمان معین کنیم. نباید بگوییم ظهور نزدیک است به آن معنایی که مردم خیال کنند زمان ظهور امروز و فرداست. قرآن هم میفرماید قیامت نزدیک است؛ «وَقَعَتِ الْوَاقِعَةُ» (سوره واقعه، آیه ۱) نهتنها میگوید نزدیک است، بلکه میگوید واقع شد. در حالیکه نزدیکی در قرآن با این نزدیکی در عرف فرق بسیار دارد پس نباید مسئله را سطحی معنا کنیم.
ما باید در ایام زندگی خود، اولاً هر روزمان به یاد آن حضرت باشد، برای سلامتی ایشان دعا کنیم و خودمان را برای ظهور آماده کنیم. ممکن است فردا باشد، ممکن است هزار سال دیگر باشد؛ ما نمیدانیم. امّا منتظر واقعی کسی است که با این اندیشه انقلابی که امام برای او ایجاد کرده، برای ترویج مکتب اهلبیت(ع) در دنیا تلاش کند.
آقایان، ما چقدر برای معرفی امامت در دنیا کار کردهایم؟ کم کار کردهایم. البته کارهایی هم انجام شده که قابل انکار نیست، امّا کافی نمی باشد.
مرحوم والد ما(رضواناللهتعالیعلیه) میفرمودند: اگر از من سؤال کنند مهمترین دستاورد این انقلاب چه بوده؟ میگویم مهمترین دستاوردش این بوده که این انقلاب، تشیّع را به دنیا معرفی کرد. واقعاً همینطور است. تمام فرقههای اسلامی باطلاند غیر از یک فرقه که شیعه است؛ شیعه فرقه ناجیه است لذا ما وظیفه داریم شیعه را به دنیا معرفی کنیم.
و من همینجا به خانوادههای محترم طلاب که در جلسه حضور دارند، عرض میکنم که باید به شما تبریک گفت. تربیت یک طلبه، و اینکه یک انسان را به عنوان سرباز امام زمان(عج) تحویل جامعه بدهیم، اثرش از ساخت هزاران بیمارستان و امثال آن بالاتر است.
پیامبر اکرم(ص) وقتی امیرالمؤمنین(ع) از یمن بازگشتند، به ایشان فرمودند: «يَا عَلِيُّ، لَأَنْ يَهْدِيَ اللهُ بِكَ رَجُلًا وَاحِدًا خَيْرٌ مِمَّا طَلَعَتْ عَلَيْهِ الشَّمْسُ» این صریح حدیث پیامبر است که اگر یک نفر به دست انسان هدایت شود ارزشش از آنچه که خورشید بر آن می تابد بیشتر است و شما طلاب گرامی میخواهید مسئولیت هدایت انسان ها را به عهده بگیرید.
آقایان طلبه، این لباس، لباس اسلام است؛ این لباس، لباس پیامبر خداست؛ این لباس، لباس تقوا و لباس هدایت است. با این لباس، اول باید خودمان را اصلاح و هدایت کنیم، و بعد در جامعه به هدایت مردم بپردازیم. واقعاً این باید جزء شرایط اصلی هر طلبهای باشد. باید خدا را شکر کنید که در این مسیر قرار گرفتهاید، و ما هم خدا را شکر میکنیم.
حس من امروز، نسبت به سال گذشته که توفیق حضور داشتم، این است که حوزه آذربایجان دوباره در حال رونق است. انشاءالله به برکت شما طلاب، اساتید محترم و امام جمعه معظّم، تبریز باید به آن جایگاه والای حوزههای قدیم خود برگردد؛ حوزههایی که مجتهدان بزرگ، حکمای بزرگ و افرادی با درجات عالی فقاهت در آن حضور داشتند؛ نه فقهای متوسط، بلکه در مراتب بالای فقاهت.
امروز یکی از اهداف اصلی دشمن تضعیف وتخریب این حوزهها و پشیمان کردن طلاب از طلبگی است. من قبول دارم که وضعیت معیشتی طلاب، از همه اقشار ضعیفتر است؛ این روشن و بدیهی است و نیازی به دلیل هم ندارد امّا کار ما از همه کارها باارزشتر است؛ این اعتقاد ماست.
پیغمبر اکرم(ص) به ابوذر فرمودند: «يَا أَبَا ذَرٍّ، جُلُوسُ سَاعَةٍ لِمُذَاكَرَةِ الْعِلْمِ احب الی الله من الف جنازة من جنازة الشهداء ...» صرف یک ساعت برای مذاکره و آموختن علم دین و شناخت حلال و حرام الهی، نزد خدا محبوبتراست از تشییع جنازه هزار شهید و همینطور افضل است از هزار نماز شب؛ همان نماز شبی که پیامبر اکرم(ص) اینهمه به امیرالمؤمنین(ع) سفارش کردند و فرمودند: «عَلَيْكَ بِصَلَاةِ اللَّيْلِ، عَلَيْكَ بِصَلَاةِ اللَّيْلِ».
قدر طلبگی را بدانیم و ارزش آن را بشناسیم. امروز برای خدمت به اسلام و انقلاب، میدان برای ما طلبهها بسیار گسترده است و میتوانیم بار آخرت خودمان را بسیار نورانی کنیم و نامه اعمالمان را پرنور سازیم.
یاد همه علمایی که در این استان بودند، یاد همه مجاهدان وشهدا و علماء این دیار، یاد شهید بزرگوار، آقای آلهاشم را که انصافاً جای ایشان بسیار خالی است؛ یاد شهید مدنی، شهید قاضی طباطبایی و همه بزرگوارانی که حق بزرگی بر گردن همه ما، خصوصاً بر استان آذربایجان شرقی و نیز سایر حوزههای علمیه دارند، گرامی میداریم.
همچنین تقدیر و تشکر میکنیم از مسئولینی که امروز آستین همت بالا زده و در این گرفتاریها و سختیها در حال خدمت به مردم هستند و پشت سر رهبری و گوش به فرمان ایشان، آنچه را که مطلوب معظمله است، در حد توان خود انجام میدهند.
امروز روزی است که همه روحانیت باید در کنار هم باشند. تفرقه بین روحانیت حرام است. اگر افرادی بخواهند با بهانههای واهی بین روحانیت اختلاف ایجاد کنند، این دقیقاً همان چیزی است که شیطان میخواهد و همان چیزی است که ابرقدرتها دنبال آن هستند. روحانیت در این زمان، بیش از هر زمان دیگری باید متحد باشد. با حضور یکپارچه خود در میدان دفاع از انقلاب و رهبری، قدرت اسلام و عظمت تشیع را به نمایش بگذاریم.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته