نظریه حق الطاعة در بوته نقد و بررسی
تقریر: حمید ستودهگروه موضوعی: فقه
شابک: 978-600-388-013-9
قطع: رقعی (شومیز)
نوبت چاپ: اول
تعداد صفحات: 248
سال انتشار: 1394
۵۹,۱۳۲
کتاب «نظریة حق الطاعة فی بوتقة البحث والنقد» به بررسی یکی از مباحث بنیادی علم اصول فقه، یعنی نسبت میان «اصل برائت عقلی»، «قاعده قبح عقاب بلا بیان» و «نظریه حقالطاعه» اختصاص دارد. این اثر بر پایه مباحث آیتالله حاج شیخ محمدجواد فاضل لنکرانی تنظیم شده و حمید ستوده خراسانی تقریر آن را بر عهده داشته است. متن عربی کتاب نیز توسط سید حسنعلی مطهر هاشمی تهیه شده است.
مسئله اصلی کتاب از این پرسش آغاز میشود که در مواردی که مکلف نسبت به وجود یک تکلیف شرعی یقین ندارد و تنها احتمال وجود تکلیف مطرح است، وظیفه عقلی او چیست؟ آیا تا زمانی که تکلیف به او بیان و واصل نشده باشد، عقل او را در ترک یا مخالفت با آن معذور میداند، یا صرف احتمال وجود تکلیف الهی برای ایجاد مسئولیت و لزوم احتیاط کافی است؟ پاسخ به این پرسش، زمینه شکلگیری دو رویکرد عمده در علم اصول را فراهم کرده است: دیدگاهی که بر «قبح عقاب بلا بیان» و برائت عقلی تکیه دارد و دیدگاهی که بر اساس «حقالطاعه»، دایره اطاعت از مولی را گستردهتر دانسته و احتمال تکلیف را نیز در مواردی منشأ الزام به احتیاط میداند.
کتاب در بخش نخست، پیش از ورود به اختلاف اصلی، مجموعهای از مفاهیم و مبانی لازم برای فهم بحث را توضیح میدهد. در این بخش، مفاهیمی مانند حکم عقل، شبهه، اصل عملی، برائت عقلی و احتیاط عقلی بررسی میشوند تا حدود هر یک و نسبت آنها با مسئله تکلیف روشن شود. در ادامه، پیشینه تاریخی برائت عقلی و احتیاط عقلی در میان اصولیان مورد توجه قرار میگیرد و نحوه طرح و تحول این دو مبنا در آثار اصولی پیگیری میشود. از دیگر مباحث این بخش، بررسی اقسام مولویت و این مسئله است که حق اطاعت از مولی بر چه مبنایی شکل میگیرد و قلمرو آن تا کجاست.
بخش دوم کتاب به بررسی تفصیلی «قاعده قبح عقاب بلا بیان» اختصاص دارد. بر اساس این قاعده، مجازات مکلف نسبت به تکلیفی که برای او بیان نشده و به او نرسیده است، از نظر عقل قبیح دانسته میشود. کتاب ابتدا تقریرهای مختلف این قاعده و نقدهایی را که نسبت به آن مطرح شده بررسی میکند. در این چارچوب، دیدگاه شهید سید محمدباقر صدر درباره این قاعده مطرح و سپس نقد میشود. پس از آن، برداشتهای متفاوت اصولیان از مفهوم «بیان» و مبنای عقلی قاعده مورد بحث قرار میگیرد.
در ادامه همین بخش، آرای شیخ انصاری، محقق نائینی و محقق اصفهانی درباره قاعده قبح عقاب بلا بیان به صورت جداگانه بررسی شده است. اشکالاتی که از سوی شهید صدر و محقق روحانی نسبت به برخی از این دیدگاهها مطرح شده، همراه با پاسخها و نقدهای مربوط به آنها تحلیل میشود. همچنین تفسیر امام خمینی و آیتالله فاضل لنکرانی از برخی عبارات محقق اصفهانی در این زمینه مورد توجه قرار گرفته است. محور اصلی این مباحث، تعیین مبنای دقیق عقل در معذور دانستن مکلف و روشن ساختن این مسئله است که آیا عدم وصول تکلیف به تنهایی برای نفی استحقاق عقاب کفایت میکند یا شرایط دیگری نیز در این حکم دخالت دارند.
بخش سوم به «نظریه حقالطاعه» میپردازد. این نظریه که در مباحث اصولی شهید صدر جایگاه خاصی یافته است، از زاویهای متفاوت به رابطه میان مولی و مکلف نگاه میکند. بر مبنای این دیدگاه، مولویت خداوند و حق اطاعت او تنها به تکالیفی که به درجه قطع رسیدهاند محدود نمیشود و در مواردی که احتمال تکلیف نیز وجود دارد، ممکن است حق اطاعت اقتضا کند که مکلف جانب احتیاط را رعایت کند. به همین دلیل، نظریه حقالطاعه با مبنای مشهور در برائت عقلی تفاوت پیدا میکند و میتواند در تعیین وظیفه مکلف در شبهات بدوی آثار متفاوتی داشته باشد.
کتاب پس از توضیح مبانی و نحوه استدلال نظریه حقالطاعه، مجموعهای از نقدها و اشکالات وارد بر آن را بررسی میکند. ابتدا برخی اشکالات مطرحشده از سوی محققان و سپس دفاعهایی که بعضی از شاگردان شهید صدر از این نظریه ارائه کردهاند، مطرح میشود. در ادامه، محل اصلی نزاع میان دو مبنا مشخص شده و مجموعهای از نقدهای مستقل درباره قلمرو مولویت، منشأ حق اطاعت، رابطه احتمال تکلیف با مسئولیت مکلف و امکان استحقاق عقاب در فرض عدم وصول حکم بررسی میگردد. در این بخش، کتاب تلاش میکند تفاوت میان مولویت ذاتی خداوند، مولویت تشریعی و آثار هر یک را در مسئله اطاعت تفکیک کند.
بخش چهارم کتاب به آثار پذیرش نظریه حقالطاعه در دیگر مسائل علم اصول اختصاص یافته است. در این بخش، بحث از سطح یک قاعده مستقل فراتر میرود و این پرسش بررسی میشود که اگر مبنای حقالطاعه پذیرفته شود، چه تغییراتی در تحلیل دیگر مسائل اصولی ایجاد خواهد شد. نخست، آثار این نظریه در مباحث مرتبط با «قطع» بررسی میشود؛ از جمله اینکه آیا حقالطاعه میتواند در تبیین حجیت ذاتی قطع نقش داشته باشد و چه تأثیری بر مسئله قطع غیرمطابق با واقع و بحث «تجری» خواهد داشت.
در ادامه، آثار نظریه در مباحث مرتبط با «ظن» مورد بررسی قرار میگیرد. از جمله موضوعات مطرحشده در این بخش، تأثیر حقالطاعه بر امکان تعبد به ظن، حجیت ظن و حجیت خبر واحد است. در هر یک از این موارد، ابتدا پیامدهای پذیرش این مبنا توضیح داده میشود و سپس نسبت آن با قواعد و مبانی متعارف اصولی مورد نقد و ارزیابی قرار میگیرد. بدین ترتیب، بحث حقالطاعه صرفاً در محدوده برائت و احتیاط باقی نمیماند، بلکه آثار آن در ساختار گستردهتری از مباحث حجج و امارات دنبال میشود.
در بخش پایانی، نتایج مباحث پیشین در کنار یکدیگر قرار میگیرند و نسبت دو مبنای اصلی، یعنی برائت عقلی مبتنی بر قاعده قبح عقاب بلا بیان و نظریه حقالطاعه، جمعبندی میشود. یکی از محورهای اصلی این جمعبندی، تمایز میان ادراکات عقل نظری و عقل عملی و جایگاه قواعدی مانند برائت و احتیاط در حوزه عقل عملی است. همچنین پیشینه تاریخی قاعده قبح عقاب بلا بیان و اختلاف اصولیان در نحوه تبیین عقلی آن مورد توجه قرار میگیرد و این نکته بررسی میشود که اختلاف در تقریر یک قاعده عقلی، لزوماً به معنای نفی اصل حکم عقل نیست.
در مجموع، کتاب «نظریة حق الطاعة فی بوتقة البحث والنقد» به مقایسه و ارزیابی دو تلقی متفاوت از مسئولیت مکلف در فرض شک و احتمال تکلیف میپردازد. ساختار کتاب از تبیین مفاهیم و سابقه تاریخی بحث آغاز میشود، سپس ادله و نقدهای مربوط به قاعده قبح عقاب بلا بیان و نظریه حقالطاعه را بررسی میکند و در نهایت پیامدهای این اختلاف مبنایی را در مسائلی همچون حجیت قطع، تجری، حجیت ظن و خبر واحد دنبال مینماید. از این طریق، خواننده با مبانی نظری اختلاف میان اصل برائت عقلی و احتیاط عقلی و تأثیر این اختلاف بر بخشهای دیگر علم اصول آشنا میشود.
مسئله اصلی کتاب از این پرسش آغاز میشود که در مواردی که مکلف نسبت به وجود یک تکلیف شرعی یقین ندارد و تنها احتمال وجود تکلیف مطرح است، وظیفه عقلی او چیست؟ آیا تا زمانی که تکلیف به او بیان و واصل نشده باشد، عقل او را در ترک یا مخالفت با آن معذور میداند، یا صرف احتمال وجود تکلیف الهی برای ایجاد مسئولیت و لزوم احتیاط کافی است؟ پاسخ به این پرسش، زمینه شکلگیری دو رویکرد عمده در علم اصول را فراهم کرده است: دیدگاهی که بر «قبح عقاب بلا بیان» و برائت عقلی تکیه دارد و دیدگاهی که بر اساس «حقالطاعه»، دایره اطاعت از مولی را گستردهتر دانسته و احتمال تکلیف را نیز در مواردی منشأ الزام به احتیاط میداند.
کتاب در بخش نخست، پیش از ورود به اختلاف اصلی، مجموعهای از مفاهیم و مبانی لازم برای فهم بحث را توضیح میدهد. در این بخش، مفاهیمی مانند حکم عقل، شبهه، اصل عملی، برائت عقلی و احتیاط عقلی بررسی میشوند تا حدود هر یک و نسبت آنها با مسئله تکلیف روشن شود. در ادامه، پیشینه تاریخی برائت عقلی و احتیاط عقلی در میان اصولیان مورد توجه قرار میگیرد و نحوه طرح و تحول این دو مبنا در آثار اصولی پیگیری میشود. از دیگر مباحث این بخش، بررسی اقسام مولویت و این مسئله است که حق اطاعت از مولی بر چه مبنایی شکل میگیرد و قلمرو آن تا کجاست.
بخش دوم کتاب به بررسی تفصیلی «قاعده قبح عقاب بلا بیان» اختصاص دارد. بر اساس این قاعده، مجازات مکلف نسبت به تکلیفی که برای او بیان نشده و به او نرسیده است، از نظر عقل قبیح دانسته میشود. کتاب ابتدا تقریرهای مختلف این قاعده و نقدهایی را که نسبت به آن مطرح شده بررسی میکند. در این چارچوب، دیدگاه شهید سید محمدباقر صدر درباره این قاعده مطرح و سپس نقد میشود. پس از آن، برداشتهای متفاوت اصولیان از مفهوم «بیان» و مبنای عقلی قاعده مورد بحث قرار میگیرد.
در ادامه همین بخش، آرای شیخ انصاری، محقق نائینی و محقق اصفهانی درباره قاعده قبح عقاب بلا بیان به صورت جداگانه بررسی شده است. اشکالاتی که از سوی شهید صدر و محقق روحانی نسبت به برخی از این دیدگاهها مطرح شده، همراه با پاسخها و نقدهای مربوط به آنها تحلیل میشود. همچنین تفسیر امام خمینی و آیتالله فاضل لنکرانی از برخی عبارات محقق اصفهانی در این زمینه مورد توجه قرار گرفته است. محور اصلی این مباحث، تعیین مبنای دقیق عقل در معذور دانستن مکلف و روشن ساختن این مسئله است که آیا عدم وصول تکلیف به تنهایی برای نفی استحقاق عقاب کفایت میکند یا شرایط دیگری نیز در این حکم دخالت دارند.
بخش سوم به «نظریه حقالطاعه» میپردازد. این نظریه که در مباحث اصولی شهید صدر جایگاه خاصی یافته است، از زاویهای متفاوت به رابطه میان مولی و مکلف نگاه میکند. بر مبنای این دیدگاه، مولویت خداوند و حق اطاعت او تنها به تکالیفی که به درجه قطع رسیدهاند محدود نمیشود و در مواردی که احتمال تکلیف نیز وجود دارد، ممکن است حق اطاعت اقتضا کند که مکلف جانب احتیاط را رعایت کند. به همین دلیل، نظریه حقالطاعه با مبنای مشهور در برائت عقلی تفاوت پیدا میکند و میتواند در تعیین وظیفه مکلف در شبهات بدوی آثار متفاوتی داشته باشد.
کتاب پس از توضیح مبانی و نحوه استدلال نظریه حقالطاعه، مجموعهای از نقدها و اشکالات وارد بر آن را بررسی میکند. ابتدا برخی اشکالات مطرحشده از سوی محققان و سپس دفاعهایی که بعضی از شاگردان شهید صدر از این نظریه ارائه کردهاند، مطرح میشود. در ادامه، محل اصلی نزاع میان دو مبنا مشخص شده و مجموعهای از نقدهای مستقل درباره قلمرو مولویت، منشأ حق اطاعت، رابطه احتمال تکلیف با مسئولیت مکلف و امکان استحقاق عقاب در فرض عدم وصول حکم بررسی میگردد. در این بخش، کتاب تلاش میکند تفاوت میان مولویت ذاتی خداوند، مولویت تشریعی و آثار هر یک را در مسئله اطاعت تفکیک کند.
بخش چهارم کتاب به آثار پذیرش نظریه حقالطاعه در دیگر مسائل علم اصول اختصاص یافته است. در این بخش، بحث از سطح یک قاعده مستقل فراتر میرود و این پرسش بررسی میشود که اگر مبنای حقالطاعه پذیرفته شود، چه تغییراتی در تحلیل دیگر مسائل اصولی ایجاد خواهد شد. نخست، آثار این نظریه در مباحث مرتبط با «قطع» بررسی میشود؛ از جمله اینکه آیا حقالطاعه میتواند در تبیین حجیت ذاتی قطع نقش داشته باشد و چه تأثیری بر مسئله قطع غیرمطابق با واقع و بحث «تجری» خواهد داشت.
در ادامه، آثار نظریه در مباحث مرتبط با «ظن» مورد بررسی قرار میگیرد. از جمله موضوعات مطرحشده در این بخش، تأثیر حقالطاعه بر امکان تعبد به ظن، حجیت ظن و حجیت خبر واحد است. در هر یک از این موارد، ابتدا پیامدهای پذیرش این مبنا توضیح داده میشود و سپس نسبت آن با قواعد و مبانی متعارف اصولی مورد نقد و ارزیابی قرار میگیرد. بدین ترتیب، بحث حقالطاعه صرفاً در محدوده برائت و احتیاط باقی نمیماند، بلکه آثار آن در ساختار گستردهتری از مباحث حجج و امارات دنبال میشود.
در بخش پایانی، نتایج مباحث پیشین در کنار یکدیگر قرار میگیرند و نسبت دو مبنای اصلی، یعنی برائت عقلی مبتنی بر قاعده قبح عقاب بلا بیان و نظریه حقالطاعه، جمعبندی میشود. یکی از محورهای اصلی این جمعبندی، تمایز میان ادراکات عقل نظری و عقل عملی و جایگاه قواعدی مانند برائت و احتیاط در حوزه عقل عملی است. همچنین پیشینه تاریخی قاعده قبح عقاب بلا بیان و اختلاف اصولیان در نحوه تبیین عقلی آن مورد توجه قرار میگیرد و این نکته بررسی میشود که اختلاف در تقریر یک قاعده عقلی، لزوماً به معنای نفی اصل حکم عقل نیست.
در مجموع، کتاب «نظریة حق الطاعة فی بوتقة البحث والنقد» به مقایسه و ارزیابی دو تلقی متفاوت از مسئولیت مکلف در فرض شک و احتمال تکلیف میپردازد. ساختار کتاب از تبیین مفاهیم و سابقه تاریخی بحث آغاز میشود، سپس ادله و نقدهای مربوط به قاعده قبح عقاب بلا بیان و نظریه حقالطاعه را بررسی میکند و در نهایت پیامدهای این اختلاف مبنایی را در مسائلی همچون حجیت قطع، تجری، حجیت ظن و خبر واحد دنبال مینماید. از این طریق، خواننده با مبانی نظری اختلاف میان اصل برائت عقلی و احتیاط عقلی و تأثیر این اختلاف بر بخشهای دیگر علم اصول آشنا میشود.